سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 210

صفحه 210

میلیونها معانی، دفعتا به دیگران انتقال پیدا می کند - این که امتناع دارد. اگر امتناع عقلی نداشته باشد، امتناع عادی دارد که دفعتا وضع میلیونها الفاظ در برابر میلیونها معانی، به گوش دیگران برسد و منتقل به دیگران بشود.

و اگر بگویید که تدریجا واقع شده است، چه لزومی دارد که دفعتا تحقق پیدا کند؟ آن وقت سؤال می کنیم: (مثلا در ظرف ده سال می خواهد انتقال پیدا کند)، که در طول این ده سال آن افرادی که به آنها انتقال پیدا نکرده است، یا افرادی که همۀ معانی به آنها انتقال پیدا نکرده است، چطور تفهیم و تفهّم می کردند؟ اگر بخواهد انتقال پیدا کند، فرض کنید واضع قمی باشد، اول در شهر قم، کم کم مثلا در ظرف ده سال به آفریقا می رسد. اینجا سؤال می شود که این آفریقاییها در این ده سال چطور تفهیم و تفهّم می کردند؟ آیا بدون الفاظ بوده؟ که نمی شود ملتزم شد. آیا با الفاظ بوده؟ فرض این است که هنوز مسألۀ وضع به گوش آنها نرسیده است، آن هم در زمانهای سابق با آن بعد مکانها و نبودن وسایل و بطیء بودن مسافرتها از این شهر به آن شهر و از این کشور به آن کشور. چطور می شود این معنا تحقق پیدا کند؟

لذا اگر بگویید: این انتقال تدریجی بوده است، ما سؤال می کنیم آنهایی که دیر به آنها منتقل شده است، یا آنهایی که هنوز یک سلسله معانی به آنها منتقل نشده است، چطور در رابطۀ با این معانی تفهیم و تفهّم می کردند؟ از راه الفاظ که هنوز وضع به گوششان نخورده، یا در رابطۀ با یک سلسله الفاظ و معانی؟

پس سؤال اول ایشان این بود که آیا مسألۀ وضع، انتقالش به دیگران دفعی بوده است که این امتناع عادی دارد. آیا تدریجی بوده است؟ که سؤال می شود به آنهایی که دیر رسیده است بواسطۀ دوری زمان، مکان، یا به وسیلۀ جهات دیگر، اینها در مقام تفهیم و تفهّم از چه طریقی استفاده می کردند؟ (این مبعّدی است که ایشان به صورت سؤال مطرح می کنند والا دلیلشان همان دو دلیل اول بود).

وضع الفاظ برای معانی در زمان عدم وجود وضع

و اما سؤال دومی که ایشان مطرح می کنند می گویند: فرض کنیم واضع بشر است، مثلا یعرب بن قحطان روی کرسی وضع نشست، الفاظ را برای معانی وضع کرد، چطور الفاظ را برای معانی وضع کرد؟ آیا گفت: «ایها الناس»؟ درحالی که فرض این است که«ایها الناس» هنوز معنا پیدا نکرده است.

آیا گفت: «وضعت»؟ که خود کلمۀ«وضعت» دلالت بر چه چیز دارد؟ «وضعت لفظ الماء» برای چه چیز؟ این که ما می گوییم: اشاره، قائم مقام لفظ می شود، در مسائل جزئی اشاره، قائم مقام لفظ می شود و انسان می تواند به بچه اش بگوید: کتاب را بده و می تواند با اشاره بفهماند که کتاب را بدهد. اما در مقام وضع، مسأله اینطور است که نوعا الفاظ، در برابر مفاهیم کلیّه وضع می شود، حالا می خواهد لفظ ماء را برای مفهوم کلی آب وضع کند. ایشان می فرماید: سؤال دوم من این است که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه