سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 217

صفحه 217

لغت عربی بود، تمام کتابهایی که در جهان نوشته می شد به زبان عربی بود، تمام علومی که نوشته می شد به زبان عربی بود، تمام دانشگاههای عالم با زبان عربی صحبت می کردند، تمام روزنامه ها و رادیوها و تلویزیونهای جهان به زبان عربی صحبت می کردند، آیا این بهتر بود یا این که هر گوشه ای یک زبانی برای خودش داشته باشد و هر شهری یا مملکتی زبان خاصّی برای خودش داشته باشد که در نتیجه وقتی انسان بخواهد به فرهنگ آن زبان آشنا بشود، باید سالها عمر خودش را صرف کند تا آن زبان را یاد بگیرد، بعد برود در مقام آشنایی با فرهنگ آنها برآید. مثل این دانشجوهای ما که به خارج می روند، وظیفه اولیشان این است که مدتها زحمت بکشند تا زبان یاد بگیرند، و بتوانند در دانشگاههای خارج، راه پیدا کنند و از زبان اساتید و معلمین آن دانشگاهها استفاده کنند.

مسألۀ تکثر زبان فی نفسه، وقتی ملاحظه بشود، آیا ما را به هدف و غایت وضع نزدیک می کند یا فرسنگ ها ما را از این غایت دور می کند؟ عمر ما را از بین می برد؟ بشر را با مشکلات زیادی مواجه می کند، بشر را از خیلی از اطلاعات محروم می کند. بشر را از خیلی از معارفی که در سطح جهان مطرح است، محروم می کند. من و شما به خیلی از زبانها آشنایی نداریم، در نتیجه نمی توانیم به آن زبان تبلیغ کنیم، نمی توانیم کتابی که به آن زبان نوشته شده است را بخوانیم. نمی توانیم از رادیوی آنان استفاده کنیم.

آیا تکثر لغت را وقتی من حیث هو بررسی بکنیم با هدف وضع نزدیکتر است یا این که نه، «لو کانت اللغه واحده فی جمیع اقطار العالم» به هدف وضع نزدیک تر است و ما را به سهولت تفهیم و تفهّم نزدیک تر می کرد؟

روشن است که اگر زبان، واحد بود، چقدر افراد دنیا به هم نزدیکتر می شدند، چقدر ما می توانستیم تبلیغات اسلامی را در سطح جهان پیاده کنیم، چقدر ما می توانستیم از این وحدت زبان استفاده کنیم، درحالیکه با تکثّر لغات، ما محروم از تمام این مزایا هستیم. لذا به نظر می رسد که تکثر لغات دورکنندۀ از هدف وضع است، نه نزدیک کننده به هدف وضع.

عدم تلازم بین نافع بودن و آیه بودن

اینجا یک نکته ای را لازم است من تذکر بدهم. یک از آیاتی که ذکر کردیم«وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَ أَلْوانِکُمْ» بود این اختلاف السنه، جزو آیات خداوند تبارک و تعالی قرار داده شده، - قبلا ما روی استناد به خداوند به طور مستقیم بحث می کردیم - امروز این آیه را برای این بعدش مطرح می کنم، که آیا شما از این آیه استفاده می کنید که اختلاف السن، چیزی است که به نفع انسانها است؟ اگر یک چیزی آیۀ خداوند بود، اگر یک چیزی حکایت از قدرت خداوند می کرد، این دلیل بر این است که به نفع انسانها هم هست؟ یا اینها دو مطلب است و دو حساب دارد؟ ممکن است یک چیزی آیۀ خداوند باشد، ولی دلیل بر این نباشد که به نفع انسان است و مستند به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه