سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 219

صفحه 219

کسی الفاظ را حاکی از این معانی قرار می دهد؟ مخترعین، مکتشفین، و یا هیئاتی که در این رابطه مأموریت دارند و متخصص در این جهات هستند؟ آن کسی که اتومبیل را اختراع کرده است، این اتومبیل معنای تازه است، لفظش هم تازه است. قبلا چنین چیزی نبوده تا لفظی در مقابل آن وضع شود و ما می بینیم؟ که واضع اینها، خود انسانها هستند، خود مخترعین و مکتشفین هستند که برای مسائل اکتشافی خودشان نامگذاری می کنند و تصادفا همین نامها با این که مخترع فرضا اروپایی و غیر عرب است و یک لفظ مثلا فرانسوی را برای اختراع خودش وضع می کند، ولی همین لفظ می آید در عربی و مشابه پیدا می کند، عربها یک اسم دیگری به همین می گویند، فارسها اسم سومی دارند، لغات دیگر، به تناسب خودشان، هرکدام یک اسمی برای این قرار می دهند. وقتی که ما وجدانا با این مسأله برخورد می کنیم، به راز این وضع می بریم.

راز وضع لغات

اشاره

رازش این است: وقتی مخترعی یک چیزی را اختراع کرد، می بیند مسأله تمام نشده است، فردا می خواهد اشاره کند به این مخترع خودش، و می خواهد آن را بیان کند. معنا ندارد یک مخترعی یک چیزی را اختراع بکند، اما بگوید: من نمی خواهم برایش نامگذاری کنم، نمی خواهم یک لفظی که حاکی از این مخترع است را انتخاب کنم. فردا شما چطور اشاره می کنی به این مخترع خودت و میخواهی این مخترع خودت را معرفی کنی؟ این مخترع خودت را در معرض بیع و شراء قرار بدهی؟ این مخترع خودت را به اقطار عالم منتقل کنی؟ چاره ای جز مسألۀ وضع وجود ندارد. اختراع همان، و مسألۀ وضع به دنبالش لا محاله همان. در سایر مسایل اکتشافی هم همین معنا وجود دارد.

پس ما می بینیم راز این معنا این است که وقتی بشر احساس کرد که به سهولت تفهیم و تفهّم نیاز دارد، الفاظ را در مقابل معانی جدید وضع می کند، آن هم نه بشر واحد، بلکه هر مخترعی خودش نامگذاری می کند، هر مکتشفی خودش نامگذاری می کند برای مکتشف خودش. اول هم مسأله همین بوده است. منتها در اول، معانی محدود بوده است، این صنایع و داروها و این مسائلی که یکی پس از دیگری حادث شده است، اینها وجود نداشته است، یک مسائل اولیۀ ابتدائیه بوده. بشر می بیند تشنه است، نیاز به آب دارد، گرسنه است نیاز به نان دارد. لذا لفظ«ماء» را در مقابل آب وضع می کند، لفظ«خبز» را در مقابل نان وضع می کند. منتها این شبهۀ محقق نائینی(ره) اینجا باید جواب داده شود که چطور وضع می کند؟

چگونگی وضع لغات در معانی کلیّه

یک وقت، معنا، معنای جزئی است، مثل این که خداوند به انسان فرزندی عنایت می کند، انسان می گوید که من اسم این بچه را علی گذاشتم، اسم این بچه را حسین گذاشتم، اشاره می کند به مشار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه