سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 227

صفحه 227

حرف بعض الاعاظم این است که وضع، عبارت از ملازمۀ واقعیّه ای بین لفظ و معناست که این ملازمۀ واقعیّه به دست واضع تحقق پیدا می کند. چند نکته در این حرف است که خود بعض الاعاظم توضیح می دهند.

معنای ملازمه واقعیه لفظ و معنا

اولا می فرماید: این که ما گفتیم ملازمه واقعیّه بین لفظ و معنا و کلمۀ واقعیّت را در اینجا به کار بردیم، شما فورا از ما سؤال نکنید که حالا که کلمۀ واقعیّت به کار برده شده است، باید یا از قبیل جواهر باشد و یا از قبیل اعراض باشد.

به تعبیر خود ایشان: واقعیّات ما یا از مقولات خمسۀ جوهریّه است، یا از مقولات نه گانۀ عرضیّه است. وقتی که واقعیت را به کار بردند، شما سؤال نکنید که از کدامیک از اینهاست؟ آیا این ملازمۀ واقعیّه بین لفظ و معنا از مقولات جواهر است و یا از مقولات اعراض است؟ تا من به شما جواب بدهم که از هیچ کدام نیست، نه از مقولات خمسه جواهر است، برای این که مقولات خمسه جواهر عبارت از عقل، نفس، صورت، مادّه و جسم است و این ملازمۀ بین لفظ و معنا داخل در هیچ کدام از این عناوین خمسه نیست. همین طور داخل در مقولات عرضیه هم نیست برای این که همۀ مقولات عرضیّه در یک جهت مشترک هستند و آن این است که اگر بخواهند در خارج تحقق پیدا کنند، اگر بخواهند وجود پیدا کنند، حتما باید در ضمن موضوع تحقق پیدا کنند و در ضمن جوهر تحقق پیدا کنند و فارق بین عرض و جوهر همین معناست، که عرض یحتاج الی موضوع، اما جوهر لا یحتاج الی موضوع، این ملازمۀ بین لفظ و معنا نیاز به موضوع ندارد، نیاز به جوهر ندارد برای این که دو طرف این ملازمه، دو طبیعت است، طبیعی لفظ، ملازم با طبیعی معناست. حالا می خواهد این دو طبیعت در خارج وجود پیدا کند یا نکند، این لفظ در این معنا استعمال شود یا نشود، فرقی نمی کند، بالاخره در اثر وضع، ملازمۀ بین لفظ و معنا تحقق پیدا کرده است، اگر تا روز قیامت هم کسی این لفظ را در این معنا استعمال نکند، این ملازمه به قوت خودش باقی است. از اینجا می فهمیم که این ملازمه نیاز به موضوع ندارد، این یک واقعیّت است که کسی این لفظ را ایجاد کند یا نکند، در این ملازمه فرقی نمی کند.

بعد می فرمایند که حرف اصلی ما این است که چه کسی گفته است که همۀ واقعیّات باید زیر پرچم جواهر و اعراض باشند؟ ما یک سری واقعیّاتی داریم که اصلا هیچ ربطی به مسائل جوهر و عرض پیدا نکرده است.

نمونه ای که داخل در مقولات جوهریه و عرضیه نیست

در باب ملازمات می فرماید، نوعا مسأله اینطور است و مثال می زند که اگر شما گفتید«ان کان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه