سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 230

صفحه 230

سؤال کنیم که واضع برای چه کسی وضع کرده است؟ اصلا در باب وضع، شخص مطرح نیست.

واضع، لفظ را در برابر معنا وضع کرده است، بین لفظ و معنا ایجاد ملازمۀ واقعیّه(به قول بعض الاعاظم) کرده است. که حالا این ملازمۀ واقعیه را بعضیها می دانند و بعضیها نمی دانند. مثل همین ملازمه ای که در آیه شریفه هست، مگر قرآن نمی گوید که«لَوْ کانَ فِیهِما آلِهَهٌ إِلاَّ اللّهُ لَفَسَدَتا» برای چه چیز این ملازمه را خدا بیان کرده است؟ به شخص کاری ندارد، خدا یک واقعیّتی را دارد بیان می کند که بین تعدد آلهه و بین فساد آسمان و زمین ملازمه است. خدا دارد این را بیان می کند. یک عده ای که به قرآن معتقدند و با قرآن سروکار دارند، این ملازمه را می فهمند، عالم به این ملازمه می شوند و یک عده ای هم که قبول ندارند، منکر این ملازمه هستند. اما ما نباید بگوییم که قرآن برای چه بیان می کند؟ قرآن دارد یک واقعیّتی را بیان می کند.

اگر این حرف بعض الاعاظم را هم پذیرفتیم؛ عمل واضع، ایجاد ملازمه بین لفظ و معناست. بعد در طول تاریخ یک عده ای علم به این ملازمه و وضع پیدا می کنند و یک عده ای هم جاهل به وضع هستند و باید بروند تعلّم کنند و اگر هم نخواستند تعلّم کنند، به جهل خودشان باقی می مانند. منتها یک اشکال این است که در کلام ایشان، کلمۀ ایجاد ملازمه ذکر نشده است، بلکه همان معنای اسم مصدری، شبیه حرف مرحوم آخوند(ره) ذکر شده است، که آن را ما می توانیم توجیه کنیم و بگوییم «ایجاد الملازمه الواقعیه بین اللفظ و المعنی».

ملازمه بین لفظ و معنا تصوّر ندارد

اما در عین این که این تعریف را توجیه می کنیم، ولی این حرف قابل تصور نیست. از راه دیگری اشکال به این حرف وارد است و آن این است که ما در باب ملازمه و ملازمات نمی توانیم تصور کنیم یک ملازمه ای، حدوثا سابقۀ عدم داشته باشد و بقاء واقعیّت داشته باشد.

به عبارت روشنتر: عمل واضع و اعتبار واضع یک عمل خارجی واقعیت دار نیست. انسان یک وقت ساختمانی می سازد، ساختمان بقاء پیدا می کند. اما نفس عمل واضع، یک امر اعتباری در مقام حدوث است. این که چیزی در مقام حدوث، عنوان اعتباری داشته باشد و در مقام بقاء، واقعیّت پیدا کند، برای ما غیرقابل تصور است. یا حدوثا و بقاء واقعیّت دارد، مثل ملازمات ازلیّه، - که تمام ملازمات، ازلیّه است، ملازمۀ بین وجوب مقدمه و وجوب ذی المقدمه ازلی است، - یعنی اگر عقل حکم به ملازمه کند، این دیگر سابقۀ عدم ندارد، این ملازمۀ عقلی بین وجوب مقدمه و وجوب ذی المقدمه ازلی است. اما این که ملازمه ای درست کنیم که از نظر حدوث، سابقۀ عدمی دارد و آن هم با اعتبار شروع شود اما از لحظۀ بعد از اعتبار، واقعیّت پیدا کند این برای ما قابل تصور نیست. نفس این معنا را ما نمی توانیم تصور کنیم.

اگر امر، امر اعتباری است، امور اعتباری حدوثا و بقاء اعتباری است. مثل مسأله زوجیّت، خیال

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه