سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 235

صفحه 235

هم اعتبار دارد، چه طهارت از حدث و چه طهارت از خبث. این«الطواف بالبیت صلاه» نماز چه ارتباطی به طواف دارد؟ شباهتی به هم ندارند، قیافه هایشان هم به هم نمی خورد. لکن در مقام اعتبار و تنزیل، شارع طواف را تنزیلا نماز قرار داده است و اتّحاد بین طواف و صلات در عالم اعتبار تشریعی قائل شده است.

یا در روایت دیگر در باب نجاست فقّاع، یک روایتی هست که می گوید«الفقّاع خمر استصغره الناس»، فقّاع خمر است اعتبارا، به اعتبار تشریعی. لکن اهل تسنن و علمای عامّه این فقّاع را سبک شمرده اند، یک چیز کوچکی شمرده اند و معامله خمر با او نکردند.

باز این قائل، یک مثال دیگری می زند، می گوید: حجیّت امارات، ملاحظه کردید که حجیّت امارات بنابر طریقیت روی نظر مرحوم شیخ، معنایش این است: - مرحوم شیخ صریحا در موارد متعددی اینطوری بیان می کند - می گوید این که خبر عادل حجت است معنایش این است که مؤدّای خبر واحد و مفاد خبر واحد، تنزیل شده منزله الواقع. یعنی در جهان اعتبار شرعی، همان واقع دیده شده، همان واقع با او معامله می شود. یعنی کأنّ فرقی نمی کند که در لوح محفوظ نوشته شده باشد «صلاه الجمعه واجبه» یا این که زراره طبق یک روایت صحیحه ای وجوب نماز جمعه را از امام صادق(علیه السلام) نقل کند. این نازل منزلۀ همان واقع است. این مفاد خبر زرارۀ عادل«ینزّل منزله اللوح المحفوظ و ینزّل منزله الواقع». پس همینطور که اینجا یک چنین تنزیلاتی را شما ملاحظه می کنید، این قائلین می فرمایند که مسأله وضع هم همین است که ما لفظ را نازل منزلۀ معنا کنیم و یک هو هویّت اعتباریه بین لفظ و معنا قائل بشویم. به ایجاد یک اتّحاد اعتباری بین لفظ و معنا قائل شویم.

بعد کأنّ می فرماید ما دو دلیل بر این مسأله داریم و دو مؤیّد داریم. اینها را هم دقت بفرمایید چون اصل این حرف طرفداران فراوانی دارد باید خوب روشن شود.

دلیل اول؛ القای معانی توسط لفظ

دلیل این است: وقتی که شما لفظ را در مقام مخاطبه و تکلّم القاء می کنید، مخاطب شما که گوش به حرف شما می دهد و دارد تکلّم شما را استماع می کند، یک به یک، چه چیز را ملقای از طرف متکلّم می بیند؟ من که الان دارم با شما صحبت می کنم و شما یک به یک این الفاظ را دقت می کنید، آن که در ذهن شما می آید مستقیما، کأنّ خود معناست و شما فکر می کنید که من معانی را یکی پس از دیگری بدون وساطت لفظ القاء می کنم. لفظ بما هو لفظ در مقام مخاطبه و استماع مخاطب به هیچ وجه مورد توجّه قرار نمی گیرد. مثل این که مخاطب فکر می کند که معانی یکی پس از دیگری دارد القاء می شود و حتی مثل این که لفظی هم وساطت ندارد.

این نوع برخورد با تکلّم، دلیل بر هو هویّت است. اگر بین لفظ و معنا اتّحاد نبود، اگر بین لفظ و معنا هو هویّتی وجود نداشت، اگر شما برای لفظ، یک حساب باز می کردید و برای معنا، یک حساب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه