سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 244

صفحه 244

عدم فرق بین اتحاد و هو هویت واقعی و اعتباری

در ذهنتان که این هو هویّت واقعیّه و اتّحاد واقعی معنایش این است بلکه در عالم اعتبار هم وقتی کسی اعتبار اتحاد و هو هویّت می کند، معنایش این است که لوازم و جهات مربوط به آن را هم اعتبار می کند. شما که بین لفظ و معنا ایجاد هو هویّت و اتّحاد کردید و گفتید: «او، اوست.»، «این، آن است.» یکی هستند، منتها؛ یکی هستند ولی به شکل اعتباری. شما که اعتبار یکی بودن را می کنید پس چرا وجود لفظی معنا را مباین با وجود حقیقی معنا می بینید؟ به دلیل این که وجود لفظی را یکی از اقسام وجودات می بینید و این اقسام متباینات هستند. همانطور که نمی شود وجود ذهنی عین وجود حقیقی خارجی شود، وجود لفظی هم معقول نیست که عین وجود خارجی و حقیقی معنا بشود. لذا ما می توانیم این دو را کنار هم بگذاریم و از یک طرف بگوییم: وجود لفظی معنا، اتّحاد و هو هویّت با معنا دارد و در کنار همین حرف، بگوییم: وجود لفظی معنا، مباین با وجود حقیقی معناست!. آیا ما می توانیم این کار را بکنیم؟ شما که اتّحاد و هو هویّت قائل هستید، آیا می توانید این حرف را بزنید؟.

لذا این از ادلّۀ محکم، برخلاف شماست. خود این دلیل، اتّحاد و هو هویّت را نفی می کند و خود این دلیل به نفع ما خواهد بود. پس گویا شما فقط به ظاهر این معنا تقسیم نگاه کرده اید، اما باطنش را که در نظر بگیریم، نفی اتّحاد و هو هویّت است.

مسامحه در تقسیم چهارگانۀ وجود معنا

شما بفرمایید پس بالاخره این تقسیم چه تقسیمی است؟ جوابش این است که: در این تقسیم، یک نوع مسامحه مطرح است و الاّ ما اگر با نظر دقیق ملاحظه کنیم، وجود لفظی اصلا معنا ندارد، وجود لفظی را نباید از اقسام وجودات به حساب بیاوریم و اگر چنین تقسیمی ملاحظه می شود، این تقسیم«لیس علی حقیقته و لیس مطابقا للواقعیه» والاّ وجود لفظی که از عالم عرض است و مربوط به مقولات عرضیّه است، چطور می شود این را از وجودات معنا که از جواهر است به حساب بیاوریم؟ مگر شما نمی گویید: مقولات، متباینات هستند، پس چطور می شود که وجود لفظی، داخل در دایره وجود معنا باشد؟ یک نوع مسامحه ای در این تقسیم به کار رفته است و شما از این تقسیم هیچ استفاده ای نمی توانید بکنید.

(پاسخ سؤال:) وجود ذهنی و وجود خارجی در اصل حقیقت وجود، مشترک هستند یعنی در جنبۀ جنسی وجود، مشترک هستند. اما در جنبۀ فصلی، بینشان مباینت تحقق دارد. این در فلسفه هم از واضحات فلسفه است. موجود خارجی بوصف وجوده فی الخارج معقول نیست که در ذهن بیاید. و موجود در ذهن بوصف وجوده در ذهن، معقول نیست که در خارج تحقق پیدا کند. مباینت بین این دو نوع وجود تحقق دارد، در عین این که مقسم هم دارند، در عین این که قدر مشترک دارند، مثل سایر انواع در رابطۀ با جنسشان قدر مشترک و قدر جامع دارند، اما از نظر نوعیّت بینشان تباین

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه