سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 246

صفحه 246

است مطرح کند و مقصود خودش را تفهیم کند.

معنای معقولی که برای تعهّد و التزام نفسانی در کار است، همین معناست«التعهّد و الالتزام بانّه اذا اراد تفهیم المعنی من طریق اللفظ» با این لفظ خاص مطلب خودش را تفهیم کند.

اما عرض کردم که احتمالات دیگری هم در مسأله تعهّد و التزام موجود است که باطل است و قطعا، مقصود قائل به این قول نیست. معنای معقولی که در رابطۀ با تعهد می شود مطرح کرد، همان است که گفتیم.

«بعض الاعلام تبعا لمن قبله» می فرماید که«هذه هی حقیقه الوضع» حقیقت وضع این است؛ واضع، لفظ«ماء» را برای این جسم سیّال بارد بالطبع وضع می کند، معنایش این است که هر وقت در رابطۀ با این جسم سیّال می خواهد تفهیمی از طریق لفظ داشته باشد، - از غیر طریق اشاره و امثال ذلک، - تعهد کرده است که در مقام تفهیم و تفهم با کلمۀ«ماء» این معنا را برساند. بعد ایشان در کنار این مطلب، بیاناتی دارد.

اولا می فرماید که در مسألۀ نامگذاری فرزندان، اگر کسی به وجدانش مراجعه کند، می بیند، جز این معنا چیز دیگری در کار نیست، جز این تعهّد و التزام، مسألۀ دیگری در کار نیست. بعد هم کأنّ حرفهای ایشان خیلی مخلوط به هم است. من خلاصۀ آنچه که دخیل در حرفهای ایشان است و قابل توجه است را عرض می کنم.

حقیقت وضع، در باطن و نفس واضع

این که پدر در مقام نامگذاری برمی آید و به لفظ می گوید«جعلت اسم ولدی زیدا» این کلمۀ «جعلت اسم ولدی زیدا» این اسمش وضع نیست. این حکایت از آن التزام و تعهد نفسانی می کند و دلالت بر التزام و تعهد نفسانی دارد. این مبرز آن تعهد و التزام نفسانی است و حقیقت وضع، همان است که در باطن و نفس این پدر نامگذار وجود دارد، والا«جعلت اسم ولدی زیدا» این خودش هیچ موضوعیتی ندارد بلکه این به عنوان مبرزیّت آن حالت نفسانی مطرح است. در نامگذاریهای کلّی و وضعهای الفاظ عامّه برای معانی عامّه هم همین است.

بعد می فرماید که روی این معنایی که ما می گوییم، شما خیال نکنید که واضع، یک نفر است بلکه واضع در هر لغتی، تمامی افرادی هستند که به آن لغت تکلّم می کنند. واضع لغت عربی، تمامی افرادی هستند که به لغت عربی تکلم می کنند. برای خاطر این که این تعهّد و التزام در همۀ آنها وجود دارد. من و شما متعهّد هستیم که مقاصد خودمان را به لغت فارسی تفهیم و تفهّم کنیم، پس ما هم واضع هستیم.

منتها؛ این که به آن واضع اولی، کلمۀ واضع اطلاق می شود و به بعدی ها عنوان مستعمل داده می شود، به خاطر«الحق لمن سبق» است، به خاطر«اَلسّابِقُونَ السّابِقُونَ» است، به خاطر اسبقیّت،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه