سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 249

صفحه 249

«وضعت» آن تعهد نفسانی را بیان و روشن می کند.

عدم فرق بین واضع اصطلاحی و مستعملین

لذا می فرماید: ما فرقی بین واضع اصطلاحی و مستعملین بعدی نمی بینیم. برای این که همۀ اینها در تعهّد و التزام که ماهیت و حقیقت وضع است، شرکت دارند. همانطور که واضع متعهّد شده - به آن کیفیتی که ما در معنای معقول تعهّد، ذکر کردیم، - مستعمل هم همین تعهّد را دارد. در حقیقت، مستعمل هم واضع است و بر هر مستعملی عنوان واضع انطباق پیدا می کند. پس شما خیال نکنید که این معنایی که ما برای وضع ذکر می کنیم با معنای لغوی وضع یا با استعمال کلمۀ وضع در سایر موارد مخالفت دارد. چون کلمۀ وضعی که ما اینجا استعمال می کنیم، البته مضاف الیه آن را ما در تعبیرات خودمان حذف می کنیم والا وضعی که در اینجا استعمال می شود، عبارت است از«وضع اللفظ للمعنی» که مضاف الیه آن لفظ است و«للمعنی» هم متعلق به این«وضع» است.

بعد می فرماید معنای لغوی وضع هم همین است. مگر وضع در لغت به معنای جعل و اقرار و تثبیت نیست؟ معنای جعل و اقرار که عبارت از تثبیت کردن، ثابت کردن و پابرجا کردن یک شیء باشد؛ این معنای لغوی وضع است. این مطلب با تعهّد و التزام نفسانی کاملا سازگار است، برای این که این انسان به این کیفیتی که ما ذکر کردیم، با تعهدش این معنا را تثبیت می کند. در حقیقت خود این تعهد، تثبیت این معناست که«کلما اراد تفهیم المعنی، اراده من طریق اللفظ»، یعنی هنگام استعمال، این لفظ را به کار ببرد. هر وقت معنای آب را اراده کرد و خواست از طریق لفظ، این تفهیم و تفهّم تحقق پیدا کند لفظ ماء را استعمال کند. لذا با معنای لغویش هم به نظر ایشان سازگار است.

مناسبت بین معنای لغوی و سایر موارد استعمال وضع

همینطور که شما کلمۀ وضع را در موارد دیگری استعمال می کنید و می گویید: وضع قانون، جعل قانون، این کلمۀ وضع را که اضافۀ به قانون می کنید، معنای وضع قانون چیست؟ یعنی آن مطلبی که مقنّن و قانونگذار متعهّد شده و نفسا ملتزم شده که آن را تنفیذ کند و در سطح جامعه پیاده کند.

پس معنای وضع قانون هم، یعنی همان تعهّد و التزام نفسانی به پیاده کردن قانون در سطح جامعه.

لذا به نظر ایشان، هم با معنای لغوی وضع و هم با استعمالات دیگر وضع در موارد دیگر مناسبت دارد. لذا وضع، همین تعهّد و التزام نفسانی است«و کل مستعمل» چون این تعهّد و این جهت در او تحقق دارد، عنوان واضع پیدا می کند. پس ماهیّت وضع چنین چیزی خواهد شد.

پذیرش یا رد تعریف وضع به التزام نفسی

آیا این بیان، بیان صحیحی است؟ آیا لازم است که ما این بیان را بپذیریم یا در اینجا جهاتی وجود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه