سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 251

صفحه 251

احقیّت اقتضا پیدا کرده است که دیگران تبعیّت پیدا کنند، پیروی کنند، والاّ به دیگران نمی توانیم عنوان واضع بدهیم و بگوییم همانطوری که مؤلف دارای تعهّد و التزام نفسانی به این مسأله هست، در دیگران هم همین تعهّد و التزام نفسانی وجود دارد«و کلهم واضع هذا الاسم» و همۀ آنها واضع این اسم برای این کتاب یا مخترع یا فرزند و امثال ذلک هستند. مسأله به نظر من خیلی بدیهی و روشن است. اگر بالاتر برویم واضعهایی که الفاظ عامّه را برای معانی عامّه قرار داده اند. اگر ما واضع را خداوند بدانیم همانطور که مرحوم محقّق نائینی(اعلی الله مقامه الشریف) قائل بود. خداوند أحق به این است که الفاظ را برای معانی وضع کند، عنوان واضع به خداوند داده می شود و دیگران عنوان مستعمل پیدا می کنند، نه این که عنوان واضع را در ردیف خداوند تبارک و تعالی داشته باشند. و اگر ما واضع را غیر خداوند بدانیم، بالاخره این معنا هست که یک بشر دارای امتیازی، در مقام وضع بر آمده است.

اگر ما واضع را یعرب بن قحطان بدانیم، قطعا در یعرب بن قحطان یک مزایایی بوده و خصوصیاتی داشته است و جهات مشخصّه و ممیزه ای بوده که اقتضا می کرده است که اگر لفظی را در برابر معنایی وضع کند، دیگران هم بگویند سمعا و طاعه، ما قبول داریم. وگرنه اگر یک بقّال برود روی کرسی وضع بنشیند و بگوید«وضعت هذا اللفظ بازاء هذا المعنی»، این مورد تبعیّت دیگران قرار نمی گیرد. جامعه از او پیروی نمی کند. پس لا محاله، در واضع، یک خصوصیّتی و جهت مشخصه ای وجود داشته که او را در این رابطه ممتاز می کرده است و برای خاطر امتیازی که در این رابطه داشته، مردم از او پیروی می کردند. لذا این معنا را اگر بخواهیم بگوییم«کل مستعمل واضع» علاوه بر این که خلاف مرتکز ما هست، خلاف واقعیّت هم هست و ما نمی توانیم به هیچ وجه به این معنا التزام پیدا کنیم. این یک بعد مسأله بود که به هیچ وجه قابل قبول نیست.

و اما آنچه که ریشۀ اصلی این مطلب است و در حقیقت بحث اساسی در اینجا و اشباه اینجا است، یک مسأله است و آن را باید در اینجا حل کنیم که این، هم در رابطۀ با«وضع اللفظ بازاء المعنی» است و هم در رابطۀ با وضع القوانین در حکومتهاست، حالا چه اسلامی و چه غیراسلامی.

لفظ محقق وضع است یا حاکی از آن

این که واضع، روی کرسی وضع می نشیند و می گوید: «وضعت لفظ الماء» به ازاء آن جسم سیّال بارد که عبارت از مفهوم ماء است. به چه چیزی وضع تحقق پیدا می کند؟ این که این عبارت را به کار برد و گفت«وضعت هذا اللفظ بازاء هذا المعنی»، «بماذا یتحقق الوضع؟» آیا این کلمۀ«وضعت» دخالت داشتنش در رابطۀ با وضع، یک دخالت - به تعبیر ایشان - ابرازی و حکایتی است؟ یا این که «وضعت هذا اللفظ بازاء هذا المعنی» خودش محقق وضع است و به وجودآورنده وضع است؟

به عبارت دیگر؛ این که می گوید: «وضعت هذا اللفظ بازاء المعنی»، آیا این حکایت از وضع

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه