سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 256

صفحه 256

است، وضع، نیاز به لفظ دارد، نیاز به معنا دارد و به تعبیر دیگر؛ وضع، عارض بر لفظ می شود، یعنی لفظ، قبل از آنکه وضعی روی آن تحقق پیدا کند، کأنّ فاقد این عرض بوده و بعد از آنکه وضعی در رابطۀ با او تحقق پیدا کند، متصف به عرض می شود، مثل جسمی که قبلا اتّصاف به بیاض نداشت و بعد از عروض بیاض، اتصاف به او پیدا کرد و معروض برای آن شد.

پس طبعا اگر کسی بخواهد، واقعیّتی در باب وضع تخیّل کند، آن واقعیّتی که اینجا قابل تخیّل و توهّم است، عبارت از عنوان عرضیّت است، عبارت از واقعیّت عرضیّت است، آن وقت ایشان می فرماید این تخیّل و توهّم باطل است.

ایشان می فرمایند ما دو دلیل محکم می توانیم اقامه کنیم بر این که مسألۀ وضع به باب اعراض و مقولات عرضیّه، هیچ گونه ارتباطی ندارد و آن واقعیّتی که در باب اعراض وجود دارد، در باب وضع وجود ندارد.

دلیل اول بر عدم ارتباط وضع به عرض

در باب اعراض، اگر یک عرضی بخواهد واقعیّت و وجود پیدا کند، این، لا یعقل که بدون موضوع و معروض تحقق پیدا کند. شما ماهیّت بیاض را می توانید تصور کنید، بدون این که نیاز به جسم داشته باشد. اما اگر بیاض بخواهد وجود خارجی و واقعیّت عینیه پیدا کند، امکان ندارد بدون این که جسم خارجی وجود داشته باشد و یک موضوع خارجی تحقق داشته باشد، بیاض واقعی و حقیقی، تحقق پیدا کند. این«من شأن العرض» و از خصوصیّات و ویژگی های عرض است.

ببینیم در باب وضع، اگر کسی بخواهد واقعیّت عرضیّه به او بدهد و این لباس را به او بپوشاند، هم مسأله اینطور است؟

می فرماید: مسأله در باب وضع به این کیفیّت است واضع وقتی می گوید«وضعت هذا اللفظ بازاء هذا المعنی، وضعت لفظ الماء بازاء الجسم السیال البارد» اینجا طرفین موضوع و موضوع له چیست؟ عبارت از دو طبیعت است، در ناحیۀ لفظ، «طبیعه اللفظ و طبیعی اللفظ» موضوع است و در ناحیّۀ معنا، هم«طبیعیّ المعنی» موضوع له است و لفظ در برابر او وضع شده است.

پس در حقیقت یک طرف وضع به طبیعیّ لفظ می خورد و یک طرفش به طبیعیّ معنا، و به مجردی که واضع گفت«وضعت اللفظ بازاء المعنی»، وضع تحقق پیدا کرد. حالا بعد از آنکه این وضع تحقق پیدا کرد، کسی در عالم، به دنبال این وضع، این لفظ را در این معنا استعمال کند یا استعمال نکند و بر فرضی که استعمال کند، هزاران استعمال تحقق پیدا کند، این ربطی به وضع ندارد. اینطور نیست که استعمال، مقوّم وضع باشد. اگر واضع، لفظ را به ازاء معنا وضع کرد و بعد روی عدم ابتلاء و عدم حاجت، نیازی پیدا نشد که این لفظ را در این معنا استعمال کنند، آیا حالا که نیاز پیدا نشد، این کشف از این می کند که وضع تحقق پیدا نکرده است؟ یا این که وضع به قوّت خودش باقی است و بماهیّته

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه