تحقق پیدا کرده است؟.
اگر وضع، مثل بیاض و مثل اعراض بود، همانطور که واقعیّت عرض، بدون واقعیّت معروض، نمی تواند تحقق پیدا کند و باید جسمی در خارج وجود پیدا کند تا بیاض تحقق پیدا کند، باید وضع هم اینگونه بود درحالی که اینگونه نیست. همین، فرق بین واقعیّت عرضیّه و بین مسألۀ وضع است.
ما در باب وضع، نیاز به استعمال نداریم، نیاز به این معنا نداریم که این لفظ در خارج وجود پیدا کند. یک ارتباطی بین طبیعیّ لفظ و طبیعیّ معنا تحقق پیدا می کند و با همین، وضع کامل می شود، حال می خواهد بعدا استعمالی که نتیجۀ استعمال، واقعیّت دادن به لفظ و واقعیّت دادن به معناست، تحقق پیدا کند یا تحقق پیدا نکند.
پس ما ملاحظه می کنیم می بینیم، فرق بین وضع و بین عرضی مثل بیاض در این جهت است که؛ عرض بیاض، اگر جسم در خارج وجود پیدا نکند، نمی تواند واقعیّتی داشته باشد. اما در باب وضع، چه عقیب او استعمالی تحقق پیدا کند یا نکند، هیچ فرقی در ماهیّت وضع و حقیقت وضع به وجود نمی آید. از اینجا می فهمیم که مسألۀ وضع از مقولات عرضیه نیست.
دلیل دوم بر عدم ارتباط وضع به عرض
می فرمایند: واقعیّات عرضیّه به لحاظ این که واقعیّت هستند، محل اختلاف نیست و مورد تلاعب و بازی واقع نمی شود. این واقعیّتی است که اگر جسم معروض بیاض شد، آیا می شود در همین حالی که معروض بیاض است کسی بیاید این جسم را معروض سواد قرار بدهد؟ بگوید این جسم معروض للسواد؟ نه، جسمی که معروض بیاض است چون واقعیّت عینیه است، لا یقبل الاختلاف.
اما در باب وضع، اگر مانند مسألۀ واقعیّت عرضیّه باشد، نتیجه این می شود که اگر لفظی در دو زبان مشترک باشد، یک کلمه در دو زبان مشترک باشد، فرض کنید کلمۀ انسان در زبان عرب یک معنا داشته باشد و همین کلمۀ انسان در زبان انگلیسی معنای دیگری داشته باشد، که نتیجه این می شود که واضع لغت عرب، لفظ انسان را برای یک معنا وضع کرده و واضع لغت انگلیسی هم همین لفظ انسان را برای معنای دیگری وضع کرده است اگر وضع، واقعیّت عرضیّه داشته باشد، معنایش چه چیزی می شود؟ معنایش این است که لفظ انسان با این که شیء واحد است و مثل جسم واحد می ماند، از نظر لغت انگلیسی معروض یک عرضی است و از نظر لغت عربی، معروض عرض دیگری است فی آن واحد، فی زمان واحد.
آیا در واقعیّت عرضی، شما می توانید این معنا را تصور کنید؟ معقول نیست که یک جسم، در آن واحد، معروض دو عرض باشد. بله ممکن است زمانها کوتاه باشد، یک دقیقه سفید باشد، دقیقۀ دیگر سیاه باشد. اما فی زمان واحد و فی آن واحد، معروض دو عرض قرار بگیرد! این غیرقابل