سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 258

صفحه 258

تصور است.

پس شما چطور در باب وضع چنین معنایی را تصور می کنید که یک لفظ، مثل لفظ انسان، در آن واحد، معروض دو عرض باشد: یک وضع در لغت انگلیسی روی آن واقع شده و یک وضع هم در لغت عرب روی آن واقع شده است، هم زمان باهم، حتی بدون این که تقدم و تأخری فرضا در کار باشد. از اینجا می فهمیم که مسأله وضع، غیر از مسألۀ بیاض است. مسألۀ وضع غیر از مسألۀ واقعیّات عرضیّه است. این دو دلیل را ایشان اقامه می کنند بر این که واقعیّت عرضیّه را از وضع سلب کنند.

وضع از مقولۀ اضافه

اشاره

بعد کانّ به ایشان اشکال می کند که ممکن است ما وضع را از مقولۀ اضافه بدانیم و به ذهن هم می آید که این از مقوله اضافه است، چرا؟ برای این که همین طور که در مقولۀ اضافه، اضافۀ بین دو چیز مطرح است، در باب وضع هم، اضافۀ بین لفظ و معنا مطرح است، چرا شما وضع را از مقوله اضافه نمی گیرید؟ مگر وضع ارتباط بین دو شیء و اضافۀ بین دو شیء نیست؟ چیزی که اضافۀ بین دو شیء است، داخل در مقولۀ اضافه است و مقولۀ اضافه هم یکی از واقعیّات است، یکی از حقایق است، چرا شما واقعیّت وضع را منکر می شوید؟

ایشان در جواب می فرمایند: متأسفانه یک خلطی در اینجا شده است، شما خیال می کنید که هر کجا دو شیء مطرح باشد و اضافۀ بین دو شیء مطرح باشد، اسمش را باید مقوله اضافه بگذاریم؟ اگر اینطور است، پس در باب علم هم باید شما همین حرف را بزنید، باید بگویید این که ما می گوییم خداوند تبارک و تعالی عالم است، عالم به چه چیز است؟ علم، معلوم لازم دارد، علم بدون معلوم امکان ندارد، هرکجا که عالم تحقق دارد، معلوم هم تحقق دارد. شما اگر بگویید که علم، معنایش، آن اضافه ای است که بین عالم و معلوم است، آن ارتباطی است که بین عالم و معلوم است و چون ما دوتا شیء داریم و اضافۀ بین این دو شیء مطرح است، پس وقتی که به خداوند تبارک و تعالی عنوان عالم را اطلاق می کنیم، باید بگوییم این عنوان عالم در باب خداوند، از مقوله اضافه است! درحالی که در جای خودش ثابت شده است که دربارۀ خداوند تبارک و تعالی، نه مقولات جوهریّه راه دارد و نه مقولات عرضیّه به طور کلی. جوهر و عرض، مربوط به ممکن الوجود است، اما دربارۀ ذات باری تعالی و واجب الوجود، نه واقعیّت جوهریّه مطرح است، نه واقعیّت عرضیه.

پس اگر شما صرف ارتباط بین عالم و معلوم را از مقولۀ اضافه می دانید، باید پای مقولۀ اضافه را دربارۀ خداوند تبارک و تعالی باز کنید، درحالی که در جای خودش خلاف این معنا ثابت شده است.

لذا می فرماید مقولۀ اضافه، یک محدوده و یک حساب خاصی دارد. شما خیال نکنید که هرکجا ما کلمۀ اضافه را به کار می بریم و یا هرکجا ارتباط بین دو چیز را مطرح می کنیم، فوری بگویید که این از مصادیق مقولۀ اضافه است. مسأله اینطور نیست.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه