سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 259

صفحه 259

سپس ایشان نتیجه می گیرد که«الوضع لیس له واقعیّه عرضیّه و لا واقعیّه اضافیّه» پس مسأله وضع چه چیز است؟

وضع از امور اعتباری

مسأله وضع اصلا واقعیّت ندارد. واقعیّت ندارد یعنی چه؟! یعنی امر اعتباری است، امر اعتباری بودن به چه معناست؟ می فرماید همان امور اعتباریّه ای که بین عقلاء مطرح است. همان امور اعتباریّه ای که در محیط شرع مطرح است، عین همان امور اعتباریّه در باب مسألۀ وضع پیاده می شود.

مثلا شما در معاملۀ بیعی، یا در عقد ازدواج، چطوری معاملۀ بیعی را انجام می دهید و اثری که مترتب بر این معامله بیع شماست، چه چیز است؟

شما در معاملۀ بیع این کار را می کنید، به مشتری می گویید«بعتک هذه الدار» و مشتری هم می گوید«قبلت»، به دنبال این عقد و این زمینه ای که شما فراهم کرده اید، عقلاء و شارع می آیند اعتبار می کنند ملکیّت مشتری را نسبت به این خانه و ملکیّت بایع را نسبت به ثمن.

اما این اعتبار، اعتبارکننده اش بایع نیست، اعتبارکننده، مشتری نیست. اعتبارکننده عقلاء هستند، اعتبارکننده شارع است. در نتیجه، نقشی را که بایع در ملکیّت دارد، تسبیبی است والاّ اعتبار بالمباشره، مربوط به شارع و مربوط به عقلاء و کسانی است که اعتبار ملکیّت و زوجیّت می کنند.

در زوجیّت، زن و شوهر، ایجاب و قبول دارند. اما به دنبال این ایجاب و قبول، شارع و عقلاء که گاهی هم بین شارع و عقلاء، اختلاف هست، زوجیت را بین زن و شوهر اعتبار می کنند، که اعتبار کننده، شارع و عقلاء هستند، و عاقد فقط عملش جنبۀ تسبیبی دارد، یعنی زمینۀ این اعتبار را فراهم می کند و موضوع این اعتبار را فراهم می کند.

حال که در اینجا ملکیّت و زوجیّت تحقق پیدا می کند، آیا ملکیّت یک امر واقعی است؟ آیا زوجیّت یک امر واقعی است؟ یعنی بعد از آنکه بین زن و شوهر، عقد ازدواج واقع شد، آیا اصلا یک تحوّل وجودی تکوینی در آنها تحقق پیدا می کند؟ وقتی که این خانه به مشتری فروخته شد، آیا یک تحول وجودی تکوینی تحقق پیدا می کند؟ یا این که نه، مسأله فقط روی اعتبار و امور اعتباریّه دور می زند. حتی ایشان می فرماید: این امور اعتباریّه از بعضی از مسائل ذهنیّه هم مقامش پایین تر است.

چون بعضی از مسائل ذهنیّه داریم که واقعیّت ذهنیّه دارد، مثل این که اگر شما در ذهنتان مفهوم انسان را تصور کردید، این کلیّتی که در ذهن شما عارض برای مفهوم انسان می شود، یک واقعیّتی دارد، اما آیا یک واقعیّت خارجیّه است؟ نه، بلکه واقعیّت ذهنیّه می باشد.

در امور اعتباریّه، حتی این درجۀ از واقعیّت هم وجود ندارد، نه واقعیّت حقیقیّه است، نه واقعیّت ذهنیّه، فقط صرف یک اعتبار است که این اعتبار«بید من بیده الاعتبار» است، حالا اگر عقلاء باشد، در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه