سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 265

صفحه 265

ظاهر تنظیر ایشان این است که مثل موضوع علیه در باب دوّال است. لذا بعضی از اعلام به ایشان اشکال کرده اند که این تنظیری که شما می کنید، لازمه اش این است که ما در باب الفاظ و معانی، به جای این که به معانی، موضوع له بگوییم، باید بگوییم: معانی، موضوع علیه است. برای این که تنظیر شما چنین معنایی را افاده می کند.

اما واقعیّت مسأله این نیست. ولو این که در عبارت ایشان، این معنا از آن استفاده می شود، اما واقع مسأله این نیست. موضوع له در باب الفاظ و معانی همان عنوان سوّمی است که در آنجا تحقق دارد نه عنوان "مکان" که عبارت از این چیزی است که شما ملاحظه می کنید. آنجا "هذا الحجر" یک موضوعی است. "هذا المکان" موضوع علیه است. "کون هذا رأس الفرسخ" موضوع له است. "کون هذا رأس الفرسخ" را که شما به چشم نمی بینید، آن که می بینید سنگ است و "هذا المکان".

اعتباری بودن وضع الفاظ و دوالّ

واقع مسأله این است که معانی، در باب وضع، به جای آن "محل" در باب حجر موضوع نیست. به جای "کون هذا رأس الفرسخ" که عنوان سوم است، که عبارت از موضوع له است، یعنی در حقیقت، موضوع له در باب الفاظ و معانی، همان موضوع له در باب«وضع الحجر علی رأس الفرسخ» است، هیچ فرقی نمی کند، و اگر این طور شد، این فرقی که محقق اصفهانی(ره) می فرماید که فرق بین وضع در باب الفاظ و در باب دوال این است که وضع در آنجا حقیقی است و در اینجا اعتباری است. این مسأله درست نیست، بلکه هردو اعتباری است، هم در باب وضع الالفاظ، مسأله اعتباری است و هم در باب وضع الدوال، مسأله اعتباری است. چرا؟ برای این که آنچه که واقعیّت دارد، حجر است. شما حجر را می بینید. این مکان است. مکان را هم می بینید. اما«کون الحجر علامه علی ان هذا المکان رأس الفرسخ» این امر اعتباری است، این را اعتبار کرده اند، ممکن بود اینجوری اعتبار نکنند، بلکه اینجور اعتبار کنند که سر هریک فرسخ و نیم یک علامت بگذارند. این تابع اعتبار است. اعتبار اقتضا کرده است که سر یک فرسخ علامت بگذارند، ممکن بود سر دو فرسخ علامت بگذارند، ممکن بود سر پنج فرسخ علامت بگذارند. اعتبار، اقتضا کرده است، یعنی بنا گذاشته اند بر این که«وجود الحجر» را علامت تمامیّت و "فرسخ واحد" قرار بدهند، کجای این، حقیقی است؟

(پاسخ سؤال:) آیا همانطوری که در باب وضع الفاظ، شما می گویید اعتبار لفظ به معنا، «امر اعتباری، اعتبره الواضع»، با این که لفظ یک حقیقت است و معنا هم خودش یک حقیقت است، اما ارتباط و اختصاص لفظ به معنا، یک امر اعتباری است که پدر ایجاد می کند، والاّ لفظ علی، از مقوله کیف و حقیقت است. علی خارجی که عبارت از این مولود است، این هم که واقعیّت محض است.

پس چه چیز امر اعتباری است؟ ارتباط بین این لفظ و این معنا و ارتباط بین این نام و این مولود، امر اعتباری.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه