سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 266

صفحه 266

در مسأله دوالّ هم مسأله همین است، شما سنگ را که می بینید، واقعیّت دارد، مکان را که می بینید، واقعیّت دارد، اما«کون هذا الحجر علامه لرأس الفرسخ»، این امر اعتباری است. کما این که در باب اشارۀ به ید هم عرض کردیم. مشار الیه شما این موجود خارجی است. انگشت را هم که به این صورت اشاره می کنید، این هم واقعیّت است، این حقیقت است. پس چه چیز در اینجا امر اعتباری است؟ امر اعتباری این است که؛ هرزمانی شما انگشت را به طرف یک چیزی به این صورت درآوردید، دلیل بر این است که شما اشارۀ به او کرده اید. این امر اعتباری است. درحالی که هردوی هم دست و انگشت، واقعیّت دارد و هم مشار الیه، واقعیّت دارد. اما«بهذا النحو من کیفیه الاصبع یشار الی المشار الیه» این امر اعتباری عقلایی است. این واقعیّت ندارد. آنچه که واقعیّت دارد این است که زید سرجایش نشسته است و شما هم چنین کرده اید. اما این کجایش در واقعیّت نوشته«هذا النحو من وضع الاصبع علامه الاشاره الی المشار الیه» این امر اعتباری است؟

پس در باب وضع دوال، آنچه که در تنظیر و در تشبیه، نقش دارد، حیثیّت وضع و دلالتش است، حیثیّت اعتباریّه است. «کون الحجر الموضوع فی هذا المکان دلیلا علی رأس الفرسخ امر اعتباری» و الا آن چیزی که هست، سنگ است که شما می بینید و این مکان را می بینید. غیر از این، واقعیّتی نمی بینیم. غیر از مکان و غیر از سنگ در اینجا ما چیز دیگری نمی توانیم تصور کنیم. آن جهتی که مسأله وضع الفاظ را به مسأله دوال شبیه می کند، در اعتباری بودن هم مشترک هستند، و این درست نیست که بگویید فرق بین اینجا و آنجا این است که آن، وضعش حقیقی است و این، وضعش اعتباری است. بلکه هردو اعتباری هستند و آن جهت حقیقی بودنش، خارج از دایرۀ تشبیه است و ما نمی توانیم او را به حساب تشبیه بگذاریم.

بالاخره اگر اینطور شد، دیگر اشکال بعض الاعلام هم نمی تواند به ایشان وارد باشد: البته این درست است که طرز بیان، چنین لازمه دارد اما اگر به این صورتی که ما داریم مسأله را مطرح می کنیم، دیگر بعض الاعلام هم نمی توانند بفرمایند که لازمۀ این تنظیر این است که معنا در باب وضع الفاظ، موضوع علیه بشود. نه؛ معنا، هم در اینجا موضوع له است و هم در آنجا، ما عنوان موضوع له داریم.

در نتیجه این بیان که عبارت از اعتباری محض بودن مسألۀ وضع باشد، به طوری که هیچ شائبه ای از واقعیّت در آن مطرح نباشد، بیان بسیار خوبی است و هرچه انسان دقت کند، بیشتر از این نمی تواند در این مسأله قائل شود. لذا حق همین است که این بزرگوار فرموده اند.

وضع تعیینی و تعیّنی براساس نظر محقق اصفهانی(ره)

اما حالا که حقیقت وضع روشن شد، بحث در این واقع می شود که آیا تقسیم وضع به وضع تعیینی و تعیّنی روی این بیان شما درست است یا نه؟

اگر ما وضع را امری اعتباری، به این کیفیّتی که مرحوم محقق اصفهانی(ره) بیان کردند بدانیم؛ آیا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه