سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 267

صفحه 267

وضع به معنای امر اعتباری را می شود تقسیم کرد به وضع تعیینی و وضع تعیّنی؟ آیا این تقسیم برای وضع، یک تقسیم حقیقی است یا این که نه، وضع یک قسم بیشتر ندارد و آن عبارت از وضع تعیینی است و وضع تعیّنی اصلا داخل در مقوله وضع نیست، بلکه یک عنوان دیگری دارد؟ ما هر دوجور آن را می توانیم اینجا بگوییم.

در جواب مرحوم آخوند(ره) عرض کردیم علّت این که ایشان معنایی را که خودشان در باب تعریف وضع ذکر کردند، آوردند ریشه اش همین مسأله تقسیم وضع به وضع تعیینی و تعیّنی بود. ما در جواب ایشان گفتیم: دلیلی نداریم که دو قسم وضع داشته باشیم و به عبارت دیگر؛ دلیلی نداریم که این وضعی که مقسم برای تعیینی و تعیّنی است، این وضع به معنای حقیقی باشد، ما احتمال قوی می دهیم که وضع به معنای اعم از حقیقی و مجازی مقسم واقع شده باشد. در آنجا هم، عمده این نکته است که اشاره کردم، آنجا عرض کردیم کسی نگوید که شما وضع تعیّنی را وضع نمی دانید. پس اگر کثرت استعمال به حدی رسید که دلالت لفظ بر معنا دیگر نیازی به قرینه نداشت، آیا این استعمال، حقیقی نمی شود؟ اگر کثرت استعمال لفظ در معنای مجازی به نقطه ای از شدّت رسید که دیگر دلالت لفظ بر این معنای مجازی هیچ نیازی به قرینۀ صارفه و قرینۀ مجاز ندارد، بلکه عنوان معنای حقیقی پیدا می کند. ما آنجا عرض کردیم که منافات ندارد که یک معنا، معنای حقیقی باشد اما موضوع له نباشد چه کسی گفته است بین معنای حقیقی و معنای موضوع له ملازمه است؟ نه!، معنای حقیقی، یک معنای عامی دارد، یک قسم معنای حقیقی وضع تعیینی است و یک قسم معنای حقیقی هم کثرت استعمال«الی ان یتحقق الغنی عن القرینه» این حقیقت است اما«کل حقیقه موضوع له» آیا آیه ای، روایتی بر آن دلالت کرده است؟ مثل مسأله افطار و نماز شکسته بینشان ملازمه تحقق دارد که هرکجا وضع بود، حقیقت است و هرکجا حقیقت بود، باید وضع باشد؟! اما دلیلی بر این مسأله نداریم. وضع اخص از حقیقت است و هرکجا وضع باشد، حقیقت است اما بعضی جاها حقیقت است و لیس بوضع. و در وضع تعیّنی و کثرت استعمال نیز چنین است. پس اولا ما می توانیم راه حل را این قرار بدهیم، و در نتیجه، وضع تعیّنی را از مقولۀ وضع خارج بدانیم.

اعتبار ارتباط و اختصاص در وضع تعیّنی مانند تعیینی

ثانیا می توانیم اینجا راه حلی پیدا کنیم و بگوییم: چه مانعی دارد که ما در اثر کثرت استعمال، همان اعتباری را که واضع در مقام وضع لفظ برای معنا اعتبار می کند و همان ارتباط و اختصاص بین لفظ و معنا را که واضع مشخص، اعتبار می کند؛ اینجا هم اینگونه بگوییم: بر اثر کثرت استعمال لفظ در معنای مجازی به حدی که بی نیاز از قرینه شود. اینجا هم، اعتبار ارتباط و اختصاص می شود. چه کسی اعتبار می کند؟ آنهایی که اهل این زبان و لغت هستند، اعتبار می کنند. مگر در امور اعتباریّه باید شخص معیّنی بنشیند اعتبار کند؟ نه.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه