سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 276

صفحه 276

جامع به نام انسانیّت، مشترک هستند، و در خصوصیّات فردیّه، بینشان مغایرت هست، یکی شان عالم است، دیگری جاهل است، یکی شان اسود است، دیگری ابیض است، یکی شان قادر است، دیگری عاجز است. در خصوصیّات فردیّه، بینشان مغایرت هست، اما در انسانیّت که معنای کلی و قدر جامع بین مصادیق انسان است، مشترک هستند، بطوری که اگر کنار زید و بکر و عمرو و خالد، آمدیم یک طرف دیگر مثلا چند فرد از نوع دیگر از حیوان را گذاشتیم در مقام مقایسه، انسان می گوید: اینها انسان هستند و آنهایی که در کنار قرار گرفته اند، اینها مثلا بقر یا غنم هستند به همۀ اینها با یک عنوان حکم می کند.

از اینجا می فهمیم که شناسایی فرد به همین مقدار تحقق پیدا می کند آن کلی که این فرد در تحت آن قرار گرفته و مصداق او واقع شده، مشخص باشد، آن جهت جامع و قدر مشترک روشن باشد. ما هم که در مقام وضع، گفتیم لازم نیست معنای موضوع له کاملا مشخص باشد، گفتیم حتی در وضع اعلام شخصیه چه بسا انسان نمی داند این بچه دارای چه خصوصیاتی است و مشخصات این بچه چه بسا به تمام معنا برای انسان روشن نیست. لکن همین مقدار که این موجود خارجی و مشار الیه است، در مقام نامگذاری کفایت می کند.

در کلی هم گفتیم: لازم نیست که همۀ جهات کلی مشخص باشد. آن وقت نظر مرحوم آخوند(ره) این است که اگر معنای کلی را ملاحظه کرد، چون این معنای کلی، قدر جامع بین مصادیق و افراد است، در حقیقت، تصور این معنای کلی، همان تصور افراد است، همان تصور مصادیق است.

منتها مصادیق یک خصوصیّات اضافیّه دارند، یک جهات فردیّه دارند و لازم نیست آن جهات فردیه در مقام وضع برای واضع مشخص باشد.

پس می توانیم بگوییم: تصور یک معنای عام و وضع برای مصادیق، به لحاظ این که تصور آن معنای عام که تصور همین مصادیق و مرآت برای آن است، کفایت می کند و امکان دارد. اما به نظر ایشان عکس آن امکان ندارد. به این صورت که یک معنای جزئی را تصور کند، اما لفظ را در مقابل معنای کلی وضع کند. متصوّر، معنای جزئی باشد اما موضوع له معنای کلی باشد. ایشان می فرماید این غیرمعقول است. چرا؟ برای این که فرد نمی تواند حکایت از کلی کند، در منطق گفته اند که «الجزئی لا یکون کاسبا و لا مکتسبا» جزئی فقط در حیطۀ خودش نقش دارد، اما راه را برای کلی باز نمی کند و مرآت برای کلی نمی تواند واقع شود.

لذا اگر معنای جزئی تصور شد، این سبب نمی شود که بتوان برای معنای کلی وضع کرد. بعد یک استدراکی می کنند و می فرمایند بله، گاهی از اوقات وقتی که انسان معنای جزئی را تصور کرد، به دنبال آن، معنای کلی را هم تصور می کند و به دنبال تصور کلی، لفظ را برای معنای کلی وضع می کند.

اما اینجا دو متصور است، دو تصور تحقق دارد، هم تصور معنای جزئی است و هم به دنبال آن، تصور معنای کلی، دو متصور در اینجا فرض می شود و این از محل بحث خارج است. علاوه بر این

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه