سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 277

صفحه 277

که مسأله احیانا تحقق پیدا می کند، برای این که محل بحث در جایی است که ما یک متصور داشته باشیم و متصور ما تعدد نداشته باشد، متصور ما نفس معنای جزئی باشد، اما لفظ را بخواهیم برای معنای کلی وضع کرده باشیم بدون این که تصور معنای کلی در این وسط پیدا شده باشد و ما دو متصور داشته باشیم. به نظر ایشان، این قسم که تعبیر می شود به وضع خاص و موضوع له عام، غیر قابل تصور است.

غیرقابل تصور بودن قسم سوم و چهارم

اشکال مهمی به مرحوم آخوند(ره) شده است که ما این تفصیل شما را نمی پذیریم، این تفصیل شما قابل قبول نیست برای این که براساس یک نظر، باید هر دو صورت امکان داشته باشد، و بر اساس نظر دیگر، هیچ کدام از این دو صورت، نباید امکان داشته باشد. این تفصیلی که شما قائل شده اید، بین وضع عام و موضوع له خاص و وضع خاص و موضوع له عام، این برای مستشکل غیر قابل قبول است.

بیان اشکال این است: اگر شما در باب وضع این معنا را لازم دارید که آن حیثیّت موضوع له کاملا متصور باشد، ما به شما می گوییم که وضع عام و موضوع له خاص هم تعقل ندارد چرا؟ برای این که شما می گویید کلی، مرآت افراد است! چه کسی گفته است که کلی مرآت افراد است؟ انسان، یک مفهوم و یک عنوان کلی است و حتی عالم مفهوم، قبل از عالم ماهیّت و قبل از عالم وجود است. در عالم مفهوم، انسان چطور می تواند مرآت برای مصادیق باشد؟ چطور می تواند حکایت از مصادیق کند؟ مفهوم چطور می تواند از موجودات خارجیّه حکایت کند؟ مفهوم در عالم مفهوم، به خودش محدود است. به قدری مسأله دقیق است که در حمل اولی ذاتی، بعضیها گفته اند«الانسان حیوان ناطق» را قبول نداریم که حملش«حمل اولی و ذاتی» باشد. چرا؟ گفته اند برای این که ملاک حمل اولی ذاتی، عبارت از اتّحاد در عالم مفهوم است درحالیکه انسان و حیوان ناطق، مفهوما اتّحاد ندارند، بلکه ماهیّتا متحد هستند، حقیقتا و وجودا متحد هستند، اما در عالم مفهوم، دوتا هستند و شاهد بر این مسأله این است که چه بسا شما کلمۀ انسان را می شنوید و هیچ«حیوان ناطق» در ذهن شما نمی آید. اگر یک متکلمی و مخبری از در وارد شد و گفت«جائنی انسان» آیا شما فوری«حیوان ناطق» به ذهنتان می آید؟ یا حیوان ناطق را در بحثهای طلبگی منطق مطرح می کنید؟ انسان و حیوان ناطق، اتّحاد ماهوی دارند و به دنبال اتحاد ماهوی، اتحاد وجودی دارد. اما این که اتّحاد مفهومی هم داشته باشد، ما نمی پذیریم.

لذا«الانسان حیوان ناطق» را از حمل اولی ذاتی بیرون برده اند و گفته اند حمل اولی ذاتی مثل «الانسان بشر» و امثال ذلک است. باید«ما یفهم من احدهما عین ما یفهم من الاخر» باشد. اگر مفهوم، اینجور حساب مستقل دارد، چطور ما می توانیم این مفهوم را مرآت افراد قرار بدهیم؟ درحالی که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه