سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 29

صفحه 29

مسانخت وجود دارد، بینشان سنخیت تحقق دارد که این سنخیت را نمی توانیم در رابطۀ با غرض مطرح کنیم، اگر غرضی هم نبود یا کسی علم به غرض هم نداشت، باز می بینیم بین این دو، سنخیت وجود دارد. چه سنخیتی وجود دارد؟ آیا ما نمی توانیم از راه وجود سنخیت کشف کنیم که ملاک در سنخیت این است که«الفاعل مرفوع» از عوارض کلمه و کلام بحث می کند و«المفعول منصوب» از عوارض کلمه و کلام بحث می کند؟ یعنی ملاک سنخیت این است که این مسائل در حول وحوش یک موضوع بحث می کنند و دربارۀ عوارض ذاتیۀ یک معنی بحث می کنند و در اطراف یک چیز صحبت می کنند. آیا ما نمی توانیم از راه این مسانخت، به مسألۀ وجود موضوع و همینطور وحدت موضوع پی ببریم؟

وحدت و وجود موضوع

این دلیل هم اگر تمام باشد، هر دو جهت را دلالت می کند، هم دلالت بر وجود موضوع دارد و هم دلالت بر وحدت موضوع دارد، برای این که آنچه ایجاد علقه و سنخیت کرده بین این مسائل متنوعۀ علم نحو مثلا، این یک محور است، یک چیز است که«نسمّیه بالموضوع» ما اسم او را موضوع علم می گذاریم. به نظر من این بهترین راه است، چون ما ادله ای را که ملاحظه کردیم، قانع کننده نبود و روی آن ادله، بزرگانی قائل شدند که لازم نیست که علم موضوع داشته باشد و مسأله منحصر به امام بزرگوار هم نیست، اما از این راه به نظر می رسد که ما می توانیم به مسألۀ وجود موضوع و وحدت موضوع پی ببریم، این سنخیت از کجا آمده؟ ملاک این سنخیت چیست؟ می بینیم ملاک این سنخیت این است که«الفاعل مرفوع» از عوارض چیزی بحث می کند که«المفعول منصوب» هم از عوارض همان چیز بحث می کند و او مثلا عبارت از کلمه و کلام است. لذا بهترین راهی که برای اثبات وجود موضوع و همینطور اثبات وحدت موضوع به نظر می رسد، این تسانخ جوهری و سنخیت ذاتی است که بین مسائل هر علمی وجود دارد که هیچ بین این علم و مسائل علم دیگر این مسانخت تحقق ندارد.

(پاسخ سؤال): می خواهیم ببینیم آیا این سنخیت در رابطۀ با غرض است که لو فرض که غرضی مترتب نمی شد بر علم نحو، آیا این سنخیت از بین می رود یا از بین نمی رود؟ من فکر کردم که اگر ما از غرض هم صرف نظر کنیم و غرض را نادیده بگیریم، باز هم می بینیم این سنخیت تحقق دارد، این تسانخ در ذات این مسائل هست، در ذات اینها این ارتباط وجود دارد، و لو این که هیچ غرضی هم تحقق نداشته باشد که البته در این رابطه باز یک قدری در بحث تمایز علوم که ان شاء الله بعدا بحث می کنیم، صحبتهائی داریم که ان شاء الله تحقیقش آنجا خواهد آمد. به نظر من از راه تسانخ می توانیم وجود موضوع و وحدت موضوع را به دست بیاوریم و اگر این راه را هم کنار بگذاریم، هیچ دلیلی نداریم بر این که«کل علم یحتاج الی موضوع» و موضوعش هم باید واحد باشد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه