سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 290

صفحه 290

ملاحظه کردید، آیا با این وصف هم طبیعت حکایت از افراد نمی کند و نمی تواند مرآت برای افراد واقع شود؟ این توضیح را من اضافه می کنم که در باب مطلق و مقید، مشهور و مرحوم آخوند(ره)، مطلق را به طبیعت ساریه در افراد معنا می کنند و می گویند اگر مطلقی موضوع برای حکم واقع شد، معنایش این است طبیعت با وصف سریان و جریان این طبیعت در افراد موضوع واقع شده است، پس معلوم می شود که وقتی که مطلق به عنوان یک ماهیت ساریه و طبیعت جاریه ملاحظه شود، با افراد رابطه دارد و حکایت از افراد می کند، مرآت برای افراد می تواند واقع بشود. در نتیجه، پاسخ دهنده می گوید: اگر ما وضع عام و موضوع له خاص را تصویر می کنیم و امکان عقلیش را می پذیریم، می توانیم افراد را ملاحظه کنیم و از راه کلی می توانیم افراد را ببینیم، مشروط به این که کلی به نحو سریان و جریان در افراد ملاحظه شود.

نظر استاد در اهمال و سریان

آیا این بیان می تواند حل اشکال کند؟ این بیان صحیح است یا این بیان هم قابل قبول نیست؟ با این که دیروز هم اشاره کردم، مکررا فرد را معنا بکنیم که افراد یعنی چه؟ افراد یک کلی، واجد چه مزایایی باید باشند تا افراد کلی قرار بگیرند؟ زید و عمرو و بکر که به عنوان افراد کلی انسان مطرح هستند، چرا ما به اینها افراد طبیعت انسان منطبق می کنیم؟ چرا عنوان فردیت را به آنها می دهیم؟

در تحقق عنوان فرد لازم است، اولا طبیعتی که این فرد، فرد آن طبیعت است، در عالم طبیعتش باقی نمانده باشد، بلکه وجود پیدا کرده باشد، اگر طبیعت وجود پیدا نکند، معنا ندارد فرد تحقق پیدا بکند. اولین مسأله ای که در تحقق عنوان فرد مطرح است، وجود الطبیعه است. آن وقت اگر خواستیم افراد درست کنیم، نه یک فرد، دومین مرحله این می شود که باید وجود طبیعت تعدد و تکثر داشته باشد، وگرنه با یک وجود افراد نمی تواند تحقق پیدا کند. پس تحقق عنوان افراد، علاوه بر وجود الطبیعه نیاز به تکثر وجود و تعدد وجود دارد و در مرحله سوم، علاوه بر تعدد وجود، یک خصوصیات فردیه ای در هریک از این افراد تحقق دارد که او را جدای از فرد دیگر می کند و او را متمایز از فرد دیگر می کند. همان خصوصیاتی که دیروز مکرر مثال می زدیم ابن فلان، اب فلان، المولود فی زمان فلان، فی مکان فلان، مع قیافه فلان، دارای مزایای فلان که اینها خصوصیات فردیه است.

در نتیجه افراد طبیعت باید سه مرحله و سه خصوصیت وجود داشته باشند: وجود الطبیعه، تکثر وجود الطبیعه، الخصوصیات المشخصه و الخصوصیات الفردیه. وقتی که این مقدمه روشن شد، می آییم سراغ کسی که این جواب را داده است. شما که می گویید: ما گاهی طبیعت را ساری و جاری در افراد ملاحظه می کنیم، سؤال این است که آیا در این مقام که شما ملاحظه می کنید، پایتان را از محدوده طبیعت و ماهیت بیرون می گذارید، یعنی علاوه بر طبیعت چیز دیگری را تصور می کنید که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه