سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 296

صفحه 296

فقط حکایت از معنای شخصی خودش می کند، حکایت از محدوده مشخص خودش دارد، چطور می شود که حکایت از کلی کند و مرآت برای کلی واقع شود، چیزی که محدود است، یک وجود، آن هم با خصوصیات فردیه و با عوارض مشخصه، نمی تواند از غیرمحدودۀ معنای خودش حکایت کند و همان تعبیری که در منطق ذکر کرده اند که«الجزئی لا یکون کاسبا و لا مکتسبا» اگر بخواهیم یک مقداری دقیقتر و بازتر این مطلب را بررسی کنیم، بیانی که مرحوم محقق عراقی(ره)، آن مرد بزرگ در کتابشان دارند، (علی ما فی تقریراته، آن تقریراتی که مرحوم شیخ محمد تقی بروجردی تقریر کرده و به نظر من در فن تقریر، شاید کم نظیر باشد) ایشان مسأله را قدری بازتر کرده است.

گاهی خاص را مبهما تصور می کنید، زید را تصور می کنید، این خیلی واضح است که تصور زید، تصور انسان نیست، برای این که زید با انسان، مفهوما مغایرت دارد، ولو این که«زید انسان» قضیۀ صادقه ای است. اما«زید انسان» یعنی«زید متحد مع الانسان فی الوجود الخارجی». به عبارت روشنتر: این قضیه حملیه، حمل شایع صناعی است، والاّ از نظر مفهوم این دوتا متغایر است، «ما یفهم من زید غیر ما یفهم من الانسان و ما یفهم من الانسان غیر ما یفهم من زید». اگر زید را تصور کردید، نمی توانیم بگوییم تصور زید، تصور انسان است با مغایرت مفهومی که بین این دوتا تحقق دارد. پس اگر خاص را به صورت عنوان زیدی تصور کردید، به تعبیر ایشان واضح است که حکایت از عام ندارد.

اما اگر زید را کنار گذاشتید و به جای عنوان زید«الانسان المتحیّز و المتخصص بخصوصیات الزیدیه» را لحاظ کردید، این فرد است، الانسان المتخصص بخصوصیات الزیدیه، همان زید است، اما با این عنوان شما تصورش کردید. در حقیقت، می توان مسأله را دوگونه ملاحظه کرد: گاهی تقیّد انسان را به خصوصیات ملاحظه و تصور می کنید، گاهی تقیّد را از دایره تصور بیرون می کنید. اگر تقیّد وارد دایره تصور شد، ایشان می فرماید: «الانسان المتخصص بخصوصیات الزیدیه» مغایر با انسان است. همانطوری که خود زید، تغایر مفهومی با مفهوم انسان دارد، انسان متقید به خصوصیات زیدیه هم با مفهوم انسان متغایر است.

پس، اگر شما«الانسان المتخصص بخصوصیات الزیدیه» را تصور کردید، معنایش این نیست که شما انسان را تصور کردید، شما یک چیز مغایری را تصور کردید و اگر تقیّد و صفت را کنار گذاشتید، گفتید که ما کاری به تقیّد و تخصص به خصوصیات زیدیه نداریم، این دیگر خاص نیست، این از محل بحث بیرون می رود. محل بحث این است که آیا تصور خاص تصور عام هست یا نه؟ اگر شما در«الانسان المتخصص» عنوان تقیّدش را کنار گذاشتید، معنایش این است که تصور خودتان را روی انسان متمرکز کرده اید. اگر تصور روی انسان متمرکز شد، وضع عام و موضوع له عام است و از بحث ما خارج است. پس آن که داخل در بحث است، قسمی است که تقیّدش را ملحوظ کنید و اگر تقیّدش را لحاظ کردید، مغایرت تحقق پیدا می کند و اگر مغایرت تحقق پیدا کرد، دیگر حکایت و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه