سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 308

صفحه 308

پس، هر دو در حقیقت وضع عام و موضوع له عام است، اما در عین حال باهم فرق می کنند و ثمراتی هم بر آنها ترتب پیدا می کند، فرقشان از نظر تصویر این است که در معنای اول، نفس الماهیه موضوع له است، هیچ چیزی جز ماهیّت در معنای موضوع له دخالت ندارد، همان لا بشرط مقسمی موضوع له است؛ اما در معنای دوم، یک امر مقیدی که قیدش عبارت از اطلاق و سریان و جریان در افراد است، موضوع له واقع شده است.

ثمرات و نتایج دو تصویر در حقیقت وضع عام و موضوع له عام

این دو علاوه بر این که در مقام تصویر باهم فرق می کنند، ثمراتی هم بر آنها مترتب می شود.

یکی از ثمراتی که بر این دو قسم مترتب است، این است که قضیۀ«زید انسان» قضیۀ حملیّه است و ملاکش همان اتحاد و هو هویّت است، منتها اتحاد و هو هویّت در وجود خارجی. زید، همین انسان موجود در خارج است. در وجود خارجی با انسان اتحاد دارد و هو هویّت است بین زید و بین انسان در وجود خارجی. این که شما می گویید: «زید انسان» یک قضیۀ حملیّه است و ملاک قضیۀ حملیّه هم اتحاد و هو هویّت در شایع صناعی نسبت به وجود خارجی است. اگر انسان در«زید انسان» را از قبیل قسم اول بدانید، یعنی ذات و ماهیّت انسان، بدون این که هیچ قید و شرطی در کار باشد. اینجا بین زید و انسان، هو هویّت و اتحاد وجود دارد. آیا زید انسان نیست؟ آیا زید با انسان اتحاد خارجی ندارد؟ بلا اشکال زید با ماهیّت انسان در خارج متحد است. اما اگر«انسان» را به معنای دوم گرفتیم که قید اطلاق هم همراه ماهیّت انسان باشد، یعنی«الانسان المطلق و الساری فی جمیع الافراد»، دیگر نمی شود در«زید انسان» اتحاد و هو هویّت وجود داشته باشد، چرا؟ برای این که زید، با ماهیّت انسان متحد است، اما با انسان ساری در تمام افراد که اتحاد ندارد. اگر زید با انسان ساری در تمام افراد متحد است، در نتیجه باید با افراد هم متحد باشد. درحالی که مغایرت و مباینت، بین افراد تحقق دارد.

اگر گفتید: «زید عمرو» این قضیه به صورت حقیقت باطل است، «لا یعقل أن یکون زید عمروا و لا عمرو بکرا» همانطوری که قضیه«زید عمرو» فاقد ملاک اتحاد و هو هویّت است، شما اگر در«زید انسان» قید اطلاق و سریان و جریان در همۀ افراد را به ایشان اضافه کنید، بگویید: انسان مقیّد به این که ساری در تمام افراد است. اگر معنای انسان این شد، دیگر در«زید انسان» هو هویتی وجود ندارد، اتحادی در آن تحقق ندارد، بلکه مغایرت وجود دارد، مگر این که به مجاز قائل شوید، بگویید کلمۀ انسان که وضع شده است برای انسان مقیّد به قید سریان، این قید سریان را از او می زنیم و در حقیقت لفظ موضوع للکلّ را در جزء استعمال می کنیم، و استعمال لفظ موضوع للکلّ در جزء مجاز است. در حقیقت کلمۀ انسان را در یک معنای مجازی استعمال می کنیم، آن وقت اتحاد و هو هویّت مثل همان قسم اول و صورت اول تحقق پیدا می کند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه