سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 309

صفحه 309

پس یکی از ثمراتی که مترتب بر این دو قسم است، قضیۀ حملیّۀ«زید انسان» است که روی قسم اول هیچگونه مجازی در کار نیست، اما در قسم دوم، اگر قضیۀ حملیه باشد، حتما باید مجازی در «انسان» مرتکب شویم و همینطور یکی از ثمراتی که مترتب بر این دو قسم است، حرفی است که در باب مطلق و مقیّد مطرح است که تقیید مطلق، مستلزم یک نوع تجوز در باب مطلق است یا این که تقیید مطلق موجب تجوز در باب مطلق نیست؟ اگر مولا گفت: «اعتق الرّقبه» و در ضمن دلیل دیگری گفت که«لا تعتق الرقبه الکافره»، آیا این«لا تعتق الرقبه الکافره» مثل یک قرینۀ مجاز، قرینیّت پیدا می کند که«اعتق الرقبه» در رقبۀ مؤمنه مجازا استعمال شده است که تقیید مطلق مستلزم مجازیّت در استعمال مطلق است یا تقیید مستلزم مجازیّت نیست؟

پس، اگر رقبه را مثل انسان دارای یک معنای مبهم و مهملی بدانیم و بگوییم: رقبه، یعنی رقبه، حتی قید اطلاق و سریان هم در کنارش نباشد، رقبه به معنای«ذات الرقبه و لا بشرط مقسمی» باشد، نه به معنای«الرقبه المطلقه الساریه فی المؤمنه و الکافره». اگر رقبه چنین معنایی داشته باشد، تقیید مطلق مستلزم مجازیّت در مطلق نخواهد بود. چرا؟ برای این که معنای«اعتق الرقبه» این نیست که سواء کانت کافره ام مؤمنه، رقبه همان معنای مبهم و مهمل رقبه را بیان می کند. گویا دو دال و دو مدلول داریم. «اعتق الرقبه» اصل وجوب عتق رقبه را بیان می کند و«لا تعتق الرقبه الکافره» دلالت می کند بر این که این رقبه، باید مؤمنه و غیرکافره باشد. آنجا که تعدد دال و مدلول در کار است، یک قسمت را یک دلیل دلالت می کند و یک قسمت دیگر را دلیل دیگری، پس اینجا تجوزی در کار نیست؛ امّا اگر معنای«اعتق الرقبه» یعنی«اعتق الرقبه المطلقه الساریه فی المؤمنه و الکافره» که قید اطلاق و سریان هم در معنای رقبه نقش و دخالت داشت، وقتی با«لا تعتق الرقبه الکافره» برخورد می کنید، کأنّ ابتداء معارضه ای در کار است، منتها برای رفع معارضه دلیل مقیّد را قرینۀ بر تصرف در دلیل مطلق قرار می دهید. یعنی«لا تعتق الرقبه الکافره» قرینه می شود بر این که مراد از«اعتق الرقبه» یعنی«اعتق الرقبه المؤمنه» و این استعمال مجازی و در غیر موضوع له است. برای این که رقبه روی این فرض دوم، برای رقبۀ مطلقه وضع شده است، اگر در رقبۀ مؤمنه استعمال کنید، باید ملتزم به تجوّز شوید.

نظریه محقق عراقی(ره) پیرامون وضع عام و موضوع له عام

محقق عراقی(ره) می فرماید: ما در وضع عام و موضوع له عام معنای سومی را قائل هستیم که ربطی به این دو قسمی که ذکر شد، ندارد. منتها برای بیان معنای سوم، یک مقدمه فلسفی را بیان می کنند که اجمالا عرض می کنم. آیا ماهیّت اصالت دارد یا وجود؟ محققین و فلاسفۀ بزرگ نظرشان این است که وجود اصالت دارد و ماهیّت یک امر اعتباری و انتزاعی است. در توضیح اعتباری و انتزاعی بودن ماهیّت می فرماید: ما که می گوییم وجود اصالت دارد، اگر این وجود، در سیر جوهری

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه