سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 314

صفحه 314

عنوان فرد انسان، معتقد باشیم که«زید حصه و سهم من الانسان» اگر مسألۀ حصه را در رابطۀ با افراد انسان بپذیریم، در«زید انسان» آیا قضیه به همین صورت است؟ چون معنای«زید انسان» یعنی زید با معنای حقیقی لفظ انسان، اتحاد در وجود دارد. یعنی زید در خارج، همان انسان کامل است، همان انسان موضوع له لفظ زید است. این که در منطق می گویند: «کلی طبیعی یوجد به وجود افراده» معنایش این است که اگر فردی از افراد کلی طبیعی در خارج تحقق پیدا کرد، تمام کلی طبیعی است، تمام انسان است، او تمام معنایی است که لفظ انسان برای او وضع شده است. کلی طبیعی، یعنی«ما وضع له لفظ الکلی الطبیعی بأجمعه و بتمامه و بکماله و یوجد به وجود فرد ما» زید اگر در خارج وجود پیدا کرد، انسان کامل در خارج تحقق پیدا کرده است. اگر عمرو علاوه بر زید تحقق پیدا کرد، دو انسان کامل تحقق پیدا کردند. اگر بکر علاوۀ بر زید و عمرو، در خارج وجود پیدا کرد، سه انسان کامل در خارج تحقق پیدا کرده است.

«زید و عمرو انسانان لا حصتان من الانسان» دو انسان هستند، دو انسان کامل هستند، یک فرد آینۀ تمام نمای کلی طبیعی است، این نشان دهندۀ مجموعۀ کلی طبیعی است. اینطور نیست که اگر یک کلی طبیعی، افراد متعددی داشته باشد، بگوییم: همۀ این افراد باید جمع بشوند تا کلی را نشان بدهند. لازمۀ حصه التزام به چنین معنایی هست که اگر بخواهد انسان کامل تحقق پیدا کند، انسان کامل یعنی مجموعۀ حصص، مجموعۀ سهم ها مثل سایر موارد؛ با این که ما این مطلب را نه می توانیم ملتزم بشویم و نه در منطق این مسأله مورد قبول واقع شده است، این یک مسألۀ مسلمی است که «زید تمام الانسان، عمرو تمام الانسان، بکر تمام الانسان» و قضیۀ حملیّه«زید انسان» هیچگونه تجوزی در آن راه پیدا نمی کند و لازم نیست که ملتزم به مجازیّت شویم.

ما معتقدیم: آنکه اتحاد وجودی با زید پیدا می کند، همان ما وضع له لفظ الانسان است و به تعبیر دیگر همان انسان کامل که مسألۀ حصه در او مطرح نیست. اما اگر ما ملتزم به حصه بشویم، باید در معنای«زید انسان» بگوییم: «زید حصه من الانسان» و«عمرو انسان» یعنی: «عمرو حصه من الانسان» والاّ اگر کلمۀ حصه در کار نیاید، هیچگونه اتحاد وجودی بین انسان کامل و بین زید نمی تواند تحقق پیدا کند.

پس پیرامون یک شعبۀ کلام ایشان در رابطۀ با کلّی طبیعی و فرد، نحوۀ ارتباط بین کلی طبیعی و فرد، نمی توانیم افراد را به عنوان حصص مطرح کنیم. هر فردی یک کلّی کامل است، بدون وصف کلیّت. یعنی ذات کلی و انسان کامل با قطع نظر از مفهوم کلیّت که جای مفهوم کلیّت ذهن است و ما هم تعبیر به کلی طبیعی می کنیم، همان ذات کلی طبیعی مراد و مقصود ماست. پس یک قسمت از سخن ایشان به هیچ وجه نمی تواند مورد قبول واقع شود.

اما قسمت دوم، بیان شما مسأله را برای ما روشن نکرد، شما به اصاله الوجود قائل شدید و گفتید:

وجود را در خارج در افراد ملاحظه می کنیم، لفظ انسان هم، برای آن واقعیّت وضع شده و حکایت از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه