سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 316

صفحه 316

کلی طبیعی با افراد، مسألۀ حصص نیست، مسألۀ این است که«کل فرد تمام الکلی الطبیعی، الزید انسان کامل لا حصه من الانسان و عمرو انسان آخر کامل ایضا لا حصه من الانسان». پس از یک طرف ما این مطلب را قائل هستیم، از طرفی ما قائل به اصاله الوجود هستیم. معنای اصاله الوجود این است که شما غیر از این افراد، برای چیزی نمی توانید واقعیّتی قائل باشید. هزار فرد، هزار واقعیّت. در رابطۀ با کلی طبیعی چطور؟ هزار انسان، هزار واقعیّت انسان. پس هم هزار فرد است و هم هزار واقعیّت انسان است، یعنی هزار انسان کامل است و غیر از هزار، واقعیّتی نداریم. معنایش این نیست که بیش از هزار واقعیّت را قائل هستیم.

ما می گوییم: هر فردی واقعیّت انسانیّت را دارد و از طرفی خصوصیّات فردیه و عوارض فردیه را دارد. در واقعیّت انسانیّت، انسانها مشترک هستند و در بین عوارض و خصوصیّات فردیّه مغایرت و تباین تحقق دارد. لذا اگر در مقایسۀ با کلی حساب کنیم، می گوییم: «زید و عمرو انسانان» اما اگر در مقایسۀ با خصوصیّات فردیّه ملاحظه کنیم، بینشان مغایرت و مباینت کامل تحقق دارد. پس اینطور نیست که اگر اصاله الوجود را قائل شویم، راهی غیر از مسألۀ حصصی که ایشان بیان کردند، نداشته باشیم. هم واقعیّت مال وجود است و هم کلی طبیعی در خارج به وجود فرد وجود پیدا می کند و هر فردی، تمام کلی طبیعی و دارای عوارض فردیّه و عوارض مشخصه است و هیچ تالی فاسدی بر این معنی ترتب ندارد.

لذا این طور نیست که اگر ما اصاله الوجودی شدیم، باید معنای دیگری دربارۀ وضع عام و موضوع له عام قائل شویم! همان معنای معروف و مشهور را قائل می شویم و در جای خودش می توانیم اصاله الوجودی باشیم.

تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که وضع عام و موضوع له عام ممکن است، وضع خاص و موضوع له خاص هم ممکن است و برخلاف تفصیل مرحوم آخوند(ره)، عقیدۀ ما این شد که وضع خاص و موضوع له عام هم امکان دارد، لکن عکسش امکان ندارد.

تبیین امکان وقوعی اقسام چهارگانه

در مقام سوم در این بحث می کنیم که این اقسام ممکنۀ در مقام دوم، آیا وقوع هم دارد یا ندارد؟ آیا مصداق دارد یا ندارد؟ برای این که امکان دارد که یک شیء ممکنی در خارج وقوع نداشته باشد، در عین این که امکان دارد. در رابطۀ با وضع عام و موضوع له عام هیچ مناقشه ای نیست که وقوع دارد و مثالش اسماء اجناس است. رجل، مرأه، انسان، حیوان اما وضع خاص و موضوع له خاص، ممکن است بگویید که وقوعش جای تردید نیست، اعلام شخصیّه مثل زید و عمرو و بکر و حسن و تقی و عباس، وضعشان خاص و موضوع لهشان خاص است، یعنی واضع و نامگذار معنای جزئی را در نظر گرفته است و لفظ زید را برای آن معنای جزئی وضع کرده است. می گوییم: اینها درست است، اما

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه