سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 322

صفحه 322

از این که کلمه حکایت را اینجا آوردیم، تصور نشود که این دو نفر یکی هستند، حکایت از موجود خارجی می کند، معنایش اتحاد و وحدت است! مسأله این طور نیست. حکایت دلیل بر مباینت است. زیرا حاکی داریم و محکی و معنای حکایت، اتحاد و وحدت نیست. مثل این که شما می گویید: لفظ حاکی از معناست؛ آیا می توانید قضیه حملیه ای که بر محور اتحاد استوار است، بین لفظ و معنا تشکیل بدهید، بگویید: «اللفظ معنی»؟ لفظ و معنا مغایر باهم هستند. مقوله لفظ غیر از مقوله معناست. عالم معنا غیر از عالم لفظ است. اگر بگویید: «المعنی لفظ یا اللفظ معنی» به صورت قضیه حملیه ای که ملاک آن اتحاد است، غلط است.

نتیجۀ مقدمه دوم این است: با این که خیال می کنید در وجود ذهنی، مستقیما و بلا واسطه دست به وجود خارجی پیدا کردید، اما واقعیت این است آن که ملحوظ بالذات شماست، صورت حاکیه از زید است. مثل مرآتی که نشانگر شما هست و ملحوظ بالعرض آن موجود خارجی است، همراه با آثار وجود خارجی که بر او ترتب دارد.

تلازم وجود با جزئیت

با حفظ این دو مقدمه، مستشکل می گوید: شما می گویید که واضع، لفظ زید را برای معنای جزئی وضع کرده است. جزئیت هرجا باشد، مساوق با وجود است، تا کلمه جزئی را تعبیر می کنیم، به دنبال آن مسأله تشخص و وجود می آید. زیرا وجود است که عنوان جزئیت را به وجود می آورد، تشخص است که عنوان جزئیت می دهد. لفظ زید برای معنای جزئی وضع شده است، تا می گوییم جزئی یعنی یک معنای موجود. زیرا وجود ملازم با جزئیت است و جزئیت از غیر طریق وجود امکان پذیر نیست. زید برای یک معنای موجودی که مقید به وجود هم باشد، وضع شده است. چون معنای زید مقید به جزئیت است و اگر مقید معنایش جزئیت شد، معنایش این است که مقید به وجود است. این وجودی که معنای زید به آن مقید است، کدام وجود است؟ وجود ذهنی است یا وجود خارجی؟ شق سومی که در اینجا تصور نمی شود. معنای زید، در رابطه با وجود ذهنی است یا وجود خارجی؟

اگر بگویید که در رابطه با وجود ذهنی است، می گوید: «لفظ زید وضع لمعنی مقید بالوجود الذهنی.» این موضوع له زید است. اگر من گفتم: زیدی که در مدرسه راه می رود، هیکل خارجی زید است، موجود خارجی زید است، این حقیقت است یا مجاز؟ اگر بگویید: مجاز است، این خلاف بداهت است. می گوییم: آقایی که در خارج راه می رود، این زید بن عمرو است. آیا این مسامحه است؟ رعایت تجوز و عنایت شده یا حقیقت است؟ حقیقت بودن این معنا را نمی توانیم انکار کنیم، به صورت قضیه حملیه می گوییم: «هذا الموجود الماشی فی المدرسه زید» این که قابل انکار نیست.

اگر بگویید که قضیه حقیقیه هست می گوییم: شما که فرض کردید که موضوع له لفظ زید یک معنای مقید به امر ذهنی است. پس، با توجه به آن مقدمه اولی که وجود ذهنی متباین با وجود خارجی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه