سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 323

صفحه 323

است و امکان اجتماع بین وجود ذهنی و وجود خارجی نیست، چطور می توانید بین این دوتا معنا جمع کنید؟. از یک طرف بگویید: موضوع له لفظ زید معنای مقید به امر ذهنی است، از طرف دیگر قضیه حملیه تشکیل بدهید و بگویید: «هذا الموجود فی الخارج زید» و قضیه شما هم درست است و مجاز در آن مطرح نیست، چطور بین این دوتا جمع می شود؟

اگر بگویید که این حرف صرف فرض است، واقعش این است که زید برای این موجود فی الخارج وضع شده است. این قضیه هم که می گوییم«هذا الموجود فی الخارج زید» قضیه حقیقیه در مقابل مجازی است، نه حقیقیه منطقی.

می گوییم: «هذا الموجود الخارجی زید» یک قضیه حقیقیه است و کاشف از این است که آن معنای جزئی که لفظ زید برای او وضع شده است، عبارت از جزئی خارجی است، نه جزئی ذهنی. ما با جزئی ذهنی کاری نداریم، البته واضع در مقام وضع تصور کرده، اما لفظ را برای آن جزئی خارجی و موجود فی الخارج وضع کرده است.

جهت قضیه در مورد وجود خارجی

مستشکل می گوید: روی این فرض که موجود خارجی، موضوع له لفظ زید باشد، با وصف وجودش در خارج، با حفظ جزئیت و تشخص در خارجش، اولا؛ از شما سؤال می کنیم که اگر ما گفتیم: «الانسان موجود» جهت این قضیه ضرورت است یا امکان یا فعلیت؟ «الانسان موجود ای بالامکان أو بالضروره أو بالفعل» در جواب این سؤال می گویید: این قضیه ممکنه است. زیرا وقتی ماهیت انسان را که موضوع در این قضیه قرار گرفته است، ملاحظه می کنیم، می بینیم این ماهیت، نه وجود برای او ضرورت دارد، نه عدم برایش ضرورت دارد. شأن ماهیت ممکنه عبارت از این معناست. لذا مسأله اثبات صانع را پیش می کشید و می گویید: وقتی یک ماهیتی ممکن شد و نسبت آن به وجود و عدم علی السواء شد، نه وجود برای آن ضرورت پیدا کرد و نه عدم، پس اگر این ماهیت وجود پیدا کرد، علت موجده در کار است، والاّ خودبخود این ماهیت، نه با وجود قوم و خویشی دارد و نه با عدم، هرکدام از اینها علت لازم دارد.

در جواب از این که قضیه«الانسان موجود» جهتش ضرورت است یا امکان، به صورت قطعی می گویید: جهتش امکان است. «الانسان موجود بالامکان».

اگر کلمه«الانسان» را برداشتیم و به جای آن«زید» را گذاشتیم و گفتیم: «زید موجود» آیا مطلب عوض می شود؟ یعنی آن امکانی که در«الانسان موجود» است، وقتی که الانسان را برداشتیم و به جای آن کلمه زید را گذاشتیم، تبدل به ضرورت پیدا می کند؟ یعنی وجود برای زید ضرورت دارد؟ مگر زید از دایره ممکنات بیرون است؟ چه فرق می کند بین«الانسان موجود و زید موجود»؟ همان طوری که«الانسان موجود» جهتش عبارت از امکان است. «زید موجود» هم جهتش عبارت از امکان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه