سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 332

صفحه 332

«عمرو قاعد» جملۀ اسمیه است، با این که موضوع و محمول آنها باهم مغایرت دارند. آن موضوعش زید است و این عمرو است، آن محمولش قائم است و این محمولش قاعد است، ولی در عین حال هر دو جملۀ اسمیه هستند، از نظر مواد که بلا اشکال، هیچ خصوصیتی ملاحظه نشده و اما از نظر هیئت هم البته به این آزادی ماده نیست، ولی در عین حال آن هم همینطور است. «زید قائم و القائم زید و زید قام» جملۀ اسمیه هستند، با این که ترکیبها باهم فرق می کند، مع ذلک همۀ اینها جملۀ اسمیه اند. یعنی چیزی را مشخص نکردند که بگویند که حتما باید به این صورت باشد، همانطوری که مثلا در«زید» هیئتش معین شده، اما در هیئت جملۀ اسمیه برای ما مشخص نکردند؛ نه این که مبهم گذاشتند و خصوصیت قائل نشدند، بلکه برای خصوصیت در آن حساب باز نکردند. لذا عرض کردم هم«زید قائم» که دلالت بر حصر نمی کند و هم«القائم زید» که افادۀ حصر می کند، در رابطۀ با عنوان جملۀ اسمیه، هر دو مشترک هستند.

در این جا گفتند که بلا اشکال وضع نوعی است و در آن تردیدی نیست که اگر بخواهیم جملۀ اسمیه را از وضع نوعی بودن خارج کنیم، نتیجه این می شود که اصلا وضع نوعی نداشته باشیم، برای این که چیزی وسیعتر و بی خصوصیت تر از وضع در مثل جملۀ اسمیه یا جملۀ فعلیه و اشباه ذلک نمی توانیم داشته باشیم. لذا این تقسیمی که به شخصی و نوعی تحقق پیدا کرده، باید مثل جملات اسمیه و فعلیه، داخل در وضع نوعی باشد، والاّ مثالی برای وضع نوعی نمی توانیم داشته باشیم و علاوه مسلم هم است بین بزرگان که این عنوانش، عنوان وضع نوعی است.

حکم قسم سوم و چهارم

بین این دو صورت که یکی مسلم شخصی بود و یکی مسلم نوعی، دو صورت وجود دارد. یک صورت آنجایی است که مادۀ معینی در نظر گرفته شده باشد، لکن هیئت معین در نظر گرفته نشده باشد. برای ماده یک خصوصیتی قائل باشد، اما برای هیئت، هیئت مشخصی را در نظر نگرفته است.

صورت دیگر عکس این صورت است، برای هیئت، خصوصیتی ملاحظه شده و یک وحدتی ملحوظ است، اما برای ماده خصوصیتی ملاحظه نشده است. آنجا که برای ماده خصوصیت قائل شده مثل مادۀ ضرب که«ضاد» و«راء» و«باء» به عنوان ماده است به نحوی که تقدیم و تأخیرش به همین صورت باشد. اول«ضاد» باشد، بعد«راء» باشد، بعد«باء» و باز با توجه به این که، حروف اصلی کلمه، منحصرا همین سه حرف باشد، یعنی علاوۀ بر«صاد» و«راء» و«باء» حرف دیگری، به عنوان حرف اصلی دخالت نداشته باشد. تنها این سه حرف را واضع برای کتک زدن وضع کرده است.

زدن، در ضمن صورتهای مختلف، معانی مختلف پیدا می کند، یعنی اضافه پیدا می کند، آن هیئتها زائد بر معنای ماده است، یک معنای اضافی را دلالت می کند، حتی هیئت مصدر.

همانطوری که مرحوم آخوند(ره) در کفایه فرمودند: مصدر هم خودش ماده دارد و هم هیئت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه