سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 334

صفحه 334

تفصیل خوبی می رسد، بهتر از بیان مرحوم محقق خراسانی(ره) و نظریۀ مرحوم محقق عراقی(ره) است که اگر ماده را، مادۀ معین و مشخص بدانیم، وضعش وضع شخصی است، اما اگر هیئت مشخص و معین شد، وضعش نوعی است که در حقیقت بین این دو صورت تفصیل قائل بشویم، در مادۀ معین قائل به شخصیت وضع بشویم و در هیئت معین، قائل به نوعیت وضع. نتیجه این می شود از این اقسام چهارگانه، دو قسم شخصی می شود و دو قسم نوعی. ولو این که در کلمات ایشان مطلب را چهار قسم نکرده اند، لکن از کلام ایشان استفاده می شود که ایشان صور را سه قسم کرده، درحالی که به حسب واقع چهار قسم است.

در هیئت جملۀ اسمیه با انحای مختلفی برخورد می کنید، اما در هیئت فاعل سرسوزنی کم و زیاد شود، معنای فاعلی را از دست می دهد. حتما باید در ثلاثی مجرد بر وزن«ضارب» باشد که بتواند معنای تلبس ذات را به مبدأ افاده کند. مسأله مهم نیست که در کلام ایشان سه قسم شده و ما چهار قسم کردیم، ما نمی توانیم بین هیئت فاعل و هیئت جملیۀ اسمیه اتحاد قائل شویم و هر دو را در یک ردیف بیاوریم، ولو این که در هردو وضع نوعی است.

نظر استاد مبنی بر ترجیح نظریۀ مرحوم آقای خوئی(ره)

بیان ایشان، قابل قبول است و ترجیح دارد بر آن دو بیان دیگر. چرا؟ آنجایی که مادۀ معینی را در نظر بگیرد، «ضاد»، «راء»، «باء» با خصوصیاتش، اولی مقدم بر دومی و دومی مقدم بر سومی و باز با خصوصیت این که تنها حروف اصلی، عبارت از همین ها باشد و به عنوان حرف اصلی حرف چهارمی نداشته باشیم، نه مقدم بر این حروف و نه مؤخر بر این حروف و نه در بین این حروف.

وقتی که واضع یک مادۀ را در نظر می گیرد با این شرایط، این در حقیقت، شخصیت را لحاظ کرده و خصوصیت را لحاظ کرده و اگر شما بگویید که این از نظر هیئت آزاد است، در زید هم یک جهتش آزاد است، آن زیدی که بلا اشکال وضعش شخصی بود و هیچ تردیدی در شخصی بودن وضع زید نداشتیم، به لحاظ آخر الکلمه، زید یا زیدا یا زید بودن آزاد است. او زید را وضع کرده است، وقتی که عنوان فاعلی پیدا می کند، مرفوع می شود. می شود«جائنی زید» وقتی عنوان مفعولی پیدا می کند، منصوب می شود«رأیت زیدا» می شود، وقتی که عنوان مجروری پیدا می کند، حرف جر سرش در می آید، می شود مجرور، «مررت بزید». همانطوری که این اختلافات، ضربه ای به شخصی بودن وضع نمی زند، این هیئات مختلفه هم که در این«ضاد»، «راء»، «باء»، پیش می آید، با توجه به خصوصیاتی که در این لفظ موضوع در نظر گرفته شده، سبب نمی شود که وضع را، وضع نوعی بدانیم. خصوصیات در نظر گرفته شده و علاوه مسألۀ ماده و هیئت یک جهتی بینشان وجود دارد که هیئت، تابع ماده است و ماده اصالت دارد، عنوان متبوعیت دارد.

شاهدش این است: آنجایی که می خواهد هیئت فاعل را ذکر کند، حتما باید ماده ای را در کار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه