سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 340

صفحه 340

دارند، وجودات ذهنیۀ این مفهوم هم به تناسب استعمال، تکثر و تعدد پیدا می کند. اگر متکلمی در یک سخنرانی ده مرتبه کلمۀ انسان را استعمال کرد، ده وجود ذهنی از مفهوم انسان تحقق داده است.

خلاصه این که: این دو وجود متباین باهم هستند، یعنی نمی شود موجود فی الخارج بوصف وجوده فی الخارج، در ذهن تحقق پیدا کند و موجود فی الذهن بوصف وجوده فی الذهن، در خارج تحقق پیدا کند. وجود ذهنی و وجود خارجی دو نوع از وجود هستند. همانطوری که دو نوع امکان ندارد در یک جا متحد شوند، این دو وجود هم همینطور.

بررسی احتمالهای دوگانه، خصوصیت خارجیه یا ذهنیه

خصوصیتی که در معنای موضوع له حروف ذکر می شود، آیا خصوصیت خارجیه است یا ذهنیه؟

احتمال اول: اگر بگویید که خصوصیت خارجیه است، اولا باید معنای خصوصیت خارجیه درست روشن شود، یعنی این که واضع هنگام وضع، کلمۀ«من» را که حرف من الحروف، درست است که در مقام تصور کلی مفهوم ابتدا را در نظر گرفته، اما این مربوط به مقام وضع است، در مقام موضوع له آن را برای این مفهوم وضع نکرده است، برای مصادیق خارجیه و وجودات خارجیۀ ابتدا وضع کرده است. شما که از منزل حرکت کردید، ابتدای حرکت شما از منزل بوده، این یک امر اعتباری نیست، امر واقعی است.

شما که امسال کتاب جدیدی از فقه را شروع کردید، این ابتدای تحصیلتان یک واقعیت است، نه این که یک امر اعتباری باشد. بچۀ شما که برای اولین سال به مدرسه می رود، ابتدای تعلم اوست، این یک مسأله واقعی است. اینها وجودات خارجیه ابتدا هستند که شاید هر روز با دهها ابتدای خارجی سروکار داریم، ابتدای حرکت از منزل برای رفتن به فلان مجلس، ابتدای مطالعۀ به فلان کتاب، شما از آن به شروع و آغاز تعبیر می کنید که یک واقعیت است.

پس، اگر واضع، در مقام وضع لفظ«من» کلی الابتداء را ملاحظه کرد، اما لفظ را برای مصادیق خارجیه ابتدا وضع کرد، هرکجا که ابتدا هست، آنجاهایی که شما کلمه«من» را می توانید به کار ببرید، تمام اینها ابتدای خارجی است. اگر این طور باشد، چه اشکالی دارد؟ مرحوم آخوند(ره) می فرمایند: اشکالش این است که ما می بینیم گاهی کلمۀ«من» در اوامر بکار می رود و در مقام دستور مولا بکار می رود، چیزی که در مقام دستور مولا بکار برود، نمی شود خارجیت داشته باشد، نمی شود جزئی باشد، همیشه کلی است، چون مأموربه است، حتی قیودش هم متعلق کلی امر می تواند واقع شود، والاّ جزئی خارجی تا قبل از آن که وجود پیدا کند، اصلا جزئی نیست و وجود ندارد، بعد از آن هم که وجود پیدا کرد، نمی شود مأموربه باشد.

همانگونه که در«الصلاه واجبه» گفتیم: صلاتی که موضوع برای وجوب واقع شده، اگر صلات موجود در خارج باشد که نمی تواند واجب باشد، زیرا در خارج تحقق دارد. خارج ظرف سقوط

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه