سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 342

صفحه 342

این تعبیر درست است یا نه؟ اخبار می کنید از امری که در آینده می خواهید به او تحقق بدهید. اما الان که وجود ندارد، شما می خواهید اخبار کنید از خصوصیات آینده، از نظر این که از قم یعنی ابتدای حرکت شما از قم است، حتی برای خودتان روشن نیست، خودتان هم روی آن تصمیم نگرفتید که از قم به کجا بروید، در چه روزی بروید، در چه ساعتی بروید، با چه خصوصیاتی بروید.

اما در عین حال اخبار می کنید که من در آینده از قم حرکت می کنم. آیا این اخبار باطل است یا درست است؟ بلا اشکال این استعمال درست است. پس، این«من» که دلالت بر یک معنای جزئی خارجی می کند، آن معنای جزئی خارجی کدام است؟ هنوز که چیزی تحقق پیدا نکرده است، هنوز که مسأله ای پیش نیامده، اگر شما حرکت کنید، خصوصیات روشن می شود، مکان کجا، زمان کجا، مقصد کجا، همراه چه کسی، خصوصیات دیگر روشن می شود.

اما تا زمانی که حرکت نکردید و هیچ گونه تصمیمی هم روی خصوصیات حرکت ندارید، فقط تصمیمتان این است که در آینده از قم حرکت کنید، آیا این تعبیرتان که بگویید: «انی أسیر من قم فی المستقبل» صحیح است؟ استعمال کلمه«من» هم درست است، کسی نمی تواند بگوید: چون اخبار از مستقبل می کنید، حق ندارید کلمه«من» را بکار ببرید، حتما باید کلمه«من» در اخبار از ماضی مطرح شود که وجود خارجی پیدا کرده و تمام خصوصیات برای شما مشخص است.

جزئیت خارجیه در معانی حروف

بعد مرحوم آخوند(ره) می فرماید: از این که می بینیم این استعمالات همه صحیح و حقیقت است، می فهمیم که جزئیت خارجیه در معنای من و الی مطرح نیست، برای این که جزئیت خارجی با مقام امر و تکلیف نمی سازد و با اخبار از مستقبل، در آنجایی که خصوصیاتش روشن نیست و مورد تصمیم واقع نشده، هیچ گونه سازش ندارد.

احتمال دوم: اگر خصوصیت ذهنیه و جزئیت ذهنیه در موضوع له نقش دارد، اولا باید روشن شود که کلمه«من» برای چه چیزی وضع شده است. اگر کلمه«من» را واضع برای«ابتداء» وضع کرده، نه ابتدای مفهومی و نه ابتدای ماهیتی و نه ابتدایی که در خارج پیدا کرده است، بلکه ابتدایی که شما او را لحاظ کرده باشید، یعنی وجود ذهنی ابتدا؛ لکن در مناسبت با معنای«من» خصوصیت دیگری هم مطرح است، یک وقت خود ابتدا را ملاحظه می کنید، به سیر و بصره هیچ کاری ندارید، نفس مفهوم ابتدا؛ اما گاهی ابتدا را به عنوان این که وصف سیر است، اضافۀ به بصره دارد، حالت برای حرکت است، ابتدایی که«لو حظ وصفا للغیر، آله و حاله للغیر»، پس موضوع له«من» عبارت است از«الابتداء الذی لو حظ حاله للغیر» ابتدایی که خودش اصالت ندارد، ابتدایی که وجود ذهنی به او داده شده، موضوع له«من» است و شاید از کلمات نحویین هم همین معنا استفاده می شود، این که می گویند:

«الحرف ما دلّ علی معنی فی غیره» این کلمه«فی غیره» ظاهرش این نیست که خود معنا خودبه خود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه