سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 347

صفحه 347

دارد، اگر«لو حظ حاله للغیر» دخالت در معنای من داشت، نتیجه این می شود که ما در استعمال کلمۀ من سه لحاظ لازم داریم و بدون آن سه لحاظ امکان ندارد. چرا؟ زیرا اول لفظ من را لحاظ کرد، می خواهد بیاید سراغ معنا، پس اول باید با یک لحاظ معنی کامل شود، زیرا آن«لحاظ لو حظ حاله للغیر» در خود معنای من دخالت دارد، به استعمال مربوط نیست، آن لحاظ معنا که در رابطۀ با استعمال است، غیر از لحاظی است که در خود معنای من نقش دارد.

آن وقت، نتیجه این می شود: شما باید ابتدا را اول ملاحظه کنید«حاله للغیر تبعا و عرضا» وقتی که این ملاحظه تمام شد، معنا کامل می شود، حالا که معنا کامل شد، از نظر این که استعمال نیازی به لحاظ معنا دارد، باید لحاظ کنید«مجموع الابتداء الذی لو حظ حاله للغیر». زیرا معنا مقید به لحاظ است و در لحاظ استعمالی باید مجموع معنا را ملاحظه کنید، یعنی لفظ من را در آنچه می خواهید استعمال کنید، پس در«الابتداء الذی لو حظ حاله للغیر» مجموع باید ملاحظه شود.

در نتیجه یک خصوصیت لحاظی به عنوان مکمّل معنای حرفی مطرح است که این اولین لحاظ درباره معناست، یعنی اول باید این تحقق پیدا کند، زیرا اگر این تحقق پیدا نکند، معنا ناقص است.

معنا که ابتدا نیست، معنا ابتدای مقید است و قیدش هم لحاظ است، نه این که قیدش مثل رقبۀ مؤمنه ایمان باشد که مربوط به خارج است، قیدش یک امر ذهنی است، لحاظی است که مربوط به عالم ذهن است. پس باید وقتی که شما ابتدا را می آورید، اول یک لحاظی متعلق شود به ابتدا، به عنوان این که ابتدا مربوط به بصره است و مربوط به سیر است. این لحاظ که تمام شد، یک لحاظ به مجموع این ابتدای ملاحظه شده باید تعلق بگیرد. زیرا معنا عبارت از این مقید است و در لحاظ استعمالی باید لحاظ به معنای کامل متعلق بشود، لا بجزء المعنی. در حقیقت، متعلق این دو لحاظ باهم فرق می کند، در لحاظ اول متعلق لحاظ ابتداست«بما انه حاله للغیر» و اما در لحاظ مربوط به معنی، ملحوظ ابتداست«لا بما انه حاله للغیر و بما انه لو حظ حاله للغیر» که این«لو حظ» در معنای حرفی دخالت دارد و نقش دارد.

نتیجه این می شود: وقتی در«سرت من البصره الی الکوفه» به کلمۀ بصره می رسیم، می بینیم دو لحاظ بیشتر لازم ندارد، یکی لفظ«البصره» و یکی معنای«البصره» اما وقتی به کلمۀ من می رسیم، می بینیم سیاق بهم خورد، باید سه لحاظ پیش بیاید، یک لحاظ حاله للغیر برای تکمیل معنا و یک لحاظ متعلق به«مجموع الابتداء الذی لو حظ حاله للغیر» و یک لحاظ هم مربوط به لفظ من بما انه لفظ، آیا واقعا در مقام استعمال با سه لحاظ در کلمۀ من و الی برخورد می کنید و در کلمه بصره و کوفه با دو لحاظ یا این که انصافا و وجدانا آدم می بیند هیچ فرقی ندارد؟ همانطوری که در بصره و کوفه دو لحاظ مطرح است، در من و الی هم دو لحاظ مطرح است و جای این احتمال نیست که بگوییم: همان «لو حظ حاله للغیر» کفایت می کند، بین لحاظ استعمالی و خود معنا یک نوع تقدم و تأخری تحقق دارد. بصره در جای خودش هست، شما لحاظ می کنید بصره را، پس لحاظ شما در رابطۀ با بصره،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه