سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 348

صفحه 348

متأخر از بصره است. کوفه در جای خودش واقعیت دارد، شما لحاظ می کنید کوفه را، پس لحاظ شما از نظر واقعیت متأخر از واقعیت کوفه است و واقعیت کوفه، تقدم بر لحاظ شما دارد، اگر این مسأله تقدم و تأخر مطرح شد، آن لحاظی که در خود معنای حرفی به عنوان قیدیت دخالت دارد، آیا می توانیم بگوییم که هم لحاظی است که مکمل معنا باشد و هم لحاظی است که در استعمال نقش داشته باشد؟

بعباره أخری: اگر کسی بگوید که در من هم دو لحاظ بیشتر لازم نیست، منتها در معنا یک لحاظی اخذ شده که هم به درد معنا می خورد و هم به درد استعمال می خورد، در پاسخ باید گفت: این امکان ندارد و غیرمعقول است. زیرا آن لحاظی که در خود معنا دخالت دارد، تقدم دارد بر آن لحاظی که به عنوان استعمال مورد ضرورت و نیاز است. اول باید معنا باشد، واقعیت معنا باید تحقق داشته باشد، بعد لحاظ استعمالی به واقعیت معنا متعلق شود. همانطوری که باید بصره ای باشد تا لحاظ شما متعلق به واقعیت بصره باشد و کذا کوفه، در معنای حرفی هم اول معنا را درست کنید، بعد باید لحاظ به این معنا متعلق شود و نمی توانیم بگوییم: همین لحاظی که نقش مکملیت معنا را دارد و به عنوان جزئیت و قیدیت معنا مطرح است، به عنوان لحاظ استعمالی هم کفایت باشد، این معنا امکان ندارد.

تقدم شیء بر نفس لازم می آید که مستحیل است. اول معنا، «ثم لحاظ المعنی و اذا کان اللحاظ مأخوذا فی المعنی»، لا یعقل که همین لحاظ واحد از یک نظر در رتبۀ مکملیت معنا و در ردیف معنا قرار گرفته باشد و از نظر دیگر مثل سایر معانی که مورد لحاظ در مقام استعمال قرار می گیرد، در رتبۀ متأخر از معنا باشد.

لذا اگر خصوصیت برای معنای حرفی به این نحو قائل شدید، چاره ای ندارید جز این که در من و الی برخلاف بصره و کوفه، سه لحاظ قائل شوید. درحالی که وجدانا مسأله اینطور نیست، در مقام استعمال، وقتی که به کلمه من برسیم، سه تا لحاظ لازم نداریم و از او که عبور به بصره کردیم، دو لحاظ، باز به کلمه الی که رسیدیم، سه تا لحاظ، به کلمه کوفه که رسیدیم، دو لحاظ. همۀ اینها از نظر استعمال در ردیف واحد است و بیش از دو لحاظ در آنها وجود ندارد.

لذا مرحوم آخوند(ره) با این بیان در حقیقت حرف مشهور علمای عربیت را که معنای حرفی را یک معنای جزئی است، از بین می برد و ظاهر آنها این است که مقصودشان از جزئیت، جزئیت ذهنیت است. ولو این که ایشان هردو فرضش را مطرح کردند، هم جزئیت خارجیه اش را مورد مناقشه قرار دادند و هم جزئیت ذهنیه را.

نظریّۀ آخوند(ره) پیرامون وضع حروف و اشکال استاد بر آن

اشاره

مرحوم آخوند(ره) می فرماید: ما معتقدیم که«الابتداء الذی هو اسم من الاسماء و من التی هی حرف من الحروف» در تمام مراحل ثلاثه وضع و موضوع له و مستعمل فیه متحدند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه