سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 349

صفحه 349

پس ایشان می خواهد بفرماید که من و الی مترادفند و مثل انسان و بشر می مانند؟ همان طوری که کلمه انسان و بشر بینشان ترادف تحقق دارد، بین من و ابتدا هم ترادف تحقق دارد. درحالی که ما خارجا می بینیم آن مواردی که کلمه ابتدا صحت استعمال دارد، اگر کلمۀ ابتدا را بردارید و به جایش کلمه من بگذارید، باطل است و چه بسا مواردی که کلمه من صحت استعمال دارد، اگر جایش کلمه ابتدا بگذارید، باطل است. پس اگر ترادف مطرح بود، صحت استعمال کل واحد مهما مکان الاخر باید مسأله روشنی باشد. از باب مثال: این روایت معروفۀ که«کل امر ذی بال لم یبدء فیه ببسم الله فهو أبتر» اینجا«لم یبدء» استعمال شده، آیا کسی می تواند بگوید: این«یبدأ» را برداریم و جایش«من» بگذاریم، آیا می شود این«لم یبدء» را برداشت و به جایش«من» گذاشت؟ اصلا معنا ندارد کسی چنین حرفی بزند. خیلی روشن است که میان من و ابتدا ترادف تحقق ندارد، اما در انسان و بشر، ولو این که بعضی فرقهای اعتباری قائل شدند، لکن اگر این فرقها هم وجود نداشته باشد و ترادف کامل تحقق داشته باشد، همه جا می شود لفظ بشر را برداشت و جایش انسان گذاشت و بالعکس.

پاسخ مرحوم آخوند(ره)

در بیان مرحوم آخوند(ره) احتمالاتی وجود دارد که دو احتمال مهم است:

1 - مرحوم آخوند(ره) بین من و ابتدا فرق قائل است و می گوید که در مراحل ثلاثه وضع و موضوع له که مربوط به واضع است و استعمال هم که به دنبال وضع تحقق پیدا می کند، در مراحل ثلاثه اینها یکسانند، در هردو واضع مفهوم کلی ابتدا را«بما انه ماهیه کلیه و مفهوم عام» در نظر گرفته، لفظ را هم برای همان وضع کرده است، در مقام استعمال هم در همان استعمال می شود. در تمام مراحل ثلاثه مسأله کلیت و عمومیت حاکم است، فقط فرقشان در شرط وضع است. همانطوری که در باب معاملات گاهی در ضمن معامله یک شرطی می کنید و شرط در ضمن معامله تحقق پیدا می کند، مثلا شرط می کنید که من این خانه را به شما می فروشم، به شرط این که ثوب مرا خیاطت کنید، این یک شرط واقع در ضمن معاملۀ بیعی است، پس آنجا بگوییم: واضع در مقام وضع یک شرط و تعهد و التزامی را پیش آورده و آن شرط این است: درست است که من کلمه ابتدا را برای مفهوم کلی الابتداء وضع کردم و در خود معنا دیگر خصوصیتی را قائل نشدم، لکن شما در صورتی می توانید این لفظ ابتدا را در معنای کلی ابتدا استعمال کنید که ابتداء را به عنوان یک مفهوم مستقل ملاحظه کرده باشید، نه این که این لحاظ در معنا باشد. این لحاظ شرطی است که واضع به عهدۀ ما گذاشته است و یک الزامی است که در ضمن وضع از ناحیه واضع گریبان مستعملین را گرفته، کأنّ گفته است: من شما را ملزم می کنم و شرط می کنم بر شما که در جایی لفظ ابتدا را در ماهیت ابتدا استعمال کنید که این ابتدا مستقلا ملاحظه شده باشد، نه به عنوان وصف سیر، نه به عنوان اضافۀ به بصره و اگر شما ابتدا را به عنوان حالت برای غیر و وصف برای دیگری ملاحظه کردید، من شرط می کنم که شما لفظ من را با

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه