سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 357

صفحه 357

یک رسالۀ کوتاهی که در مسألۀ تعیین فجر مرقوم داشته اند و در فتوایشان هم روی این مسأله تأکید دارند، معتقدند که این«یَتَبَیَّنَ» در این آیه موضوعیت دارد و کلمۀ«مِنَ الْفَجْرِ» بیان خود این«یَتَبَیَّنَ»

است و فجر، عباره أخرای از تبین است، نه این که فجر یک واقعیت دیگری باشد که«قد یتبیّن و قد لا یتبیّن» آنجایی که«لا یتبیّن» فجری وجود ندارد، لذا ایشان در شبهایی که در آخر شب ماه وجود دارد یا در شبهایی که ابر وجود دارد و این مسألۀ تبین، لا محاله دیرتر واقع می شود، می گویند: همان فجر دیرتر واقع می شود. واقع فجر این است که از شب سیزدهم تا شب بیست و چهارم، بیست دقیقه تا یک ربع، به تفاوت شبها تأخیر دارد، والاّ اگر تبین جنبۀ طریقیت می داشت که فجر یک واقعیت بود، که نباید در این فاصله این مقدار اختلاف تحقق پیدا بکند.

لذا احتمال دارد که مراد از«یَتَبَیَّنَ» همانطوری که ایشان در آن رساله پافشاری دارند، تبین موضوعی باشد که البته تحقیق این مسأله را هم در فقه در مسألۀ اوقات ملاحظه کردید. لیکن احتمالی است که ایشان هم فرموده اند، لیکن حالا ما فرض کنیم که مسأله اینطور نباشد و تبین، طریقی باشد، لازمۀ طریقیت چیست؟

مثال دیگر مسأله را روشن تر می کند، در باب قطعی که موضوع قرار می گیرد، «اذا قطعت بوجوب شیء فتصدّق بدرهم» در باب قطع موضوعی می گویید که یک وقت قطع را«بما أنّه طریق» در موضوع أخذ می کنند، با این که قطع طریقی است، لیکن در موضوع أخذ شده است، قطع طریقی در موضوع دخالت دارد، اما یک وقت هم قطع«بما أنّه صفه و حاله نفسانیه مخصوصه» در موضوع اخذ می شود، سؤال این است: آنجایی که قطع«بما أنّه طریق» در موضوع أخذ می شود، شما بین این طریقیت و موضوعیت چطوری جمع کرده اید؟ می گویید که چه منافاتی دارد، قطع طریقا ملاحظه شده است، ولی از نظر ترتّب این حکم و مدخلیّتش در این حکم موضوعیت دارد، یعنی تا قطع به وجوب حاصل نشده، وجوب تصدّق تحقق ندارد. قطع به وجوب که حاصل شد، وجوب تصدّق تحقق پیدا می کند، در حقیقت متکلم وقتی که می گوید: «اذا قطعت» معنایش را استقلالا ملاحظه کرده است، ولی در رابطۀ با آن متعلّق جنبۀ طریقیتش دخالت دارد و اینها منافات ندارد. هرکجا که پای طریقیت در کار آمد، معنایش این نیست که این استقلالش را از دست بدهد.

روی معنایی که معروف از این آیۀ شریفه است«یَتَبَیَّنَ» طریقیت دارد، اما در عین این که طریقیت دارد، وقتی که می خواهد لفظ«یَتَبَیَّنَ» را در معنای خودش استعمال کند، آیا معنای تبیّن را مستقلا ملاحظه نکرده است؟

به عبارت دیگر، مدخلیت در حکم، یک حساب است و استقلال حساب دیگری است، وقتی که می خواهد کلمۀ«یَتَبَیَّنَ» را استعمال بکند، ولو این که برای این تبیّن هم هیچ موضوعیتی قائل نشده است، اما این کلمۀ«یَتَبَیَّنَ» از نظر استعمال، با کلمۀ«کُلُوا وَ اشْرَبُوا» چه فرق می کند؟ «کُلُوا وَ اشْرَبُوا»

هرکدام معنایش مستقلا ملاحظه شده است، «یَتَبَیَّنَ» مستقلا ملاحظه شده، لیکن این استقلال،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه