سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 360

صفحه 360

نه مسألۀ نسبت. لیکن هرکدام که باشد، معنای حرفی است. برای این که نسبت احتیاج به طرفین دارد و«لا یعقل النسبه بدون الطرفین» و هو هویت هم احتیاج به طرفین دارد و«لا یعقل الهوهویه بدون الطرفین». لذا هردوی اینها معنای حرفی است و غرض متکلم هم به افادۀ همین معنای حرفی تعلق گرفته است.

اما مثالی که ایشان می زنند که کاملا منطبق بر باب حروف است، این است: مخاطبی می داند که زید آمده، مجیء زید برایش مشخص است، اما نمی داند که زید با چه کسی مثلا از تهران آمده است، با چه کسی آمدنش برایش مجهول است. به آدم مطلع مراجعه می کند و می پرسد: زید با چه کسی آمده است؟ در جواب می گوید: «جاء زید مع عمرو». این«جاء زید مع عمرو کلام مستقل» و متکلم چیزی را مقصود به افاده قرار داده و یک مطلبی را می خواهد در اختیار مخاطب قرار بدهد، آن مطلب چیست؟ غیر از مسألۀ معیّت که از کلمۀ مع استفاده می شود و مع«حرف من الحروف»، هدف دیگری دارد؟ غیر از این مسألۀ دیگری می تواند مقصود به افهام باشد؟ پس یعنی چه که هرکجا صحبت معنای حرفی می شود، گفته می شود که معنای حرفی تبعیت دارد، مقصود بالذات است، مقصود بالافاده نیست، در بسیاری از جاها معانی حرفیه مقصود بالافاده هستند، مانند این مثالهایی که ملاحظه فرمودید.

پاسخ استاد از تبعی بودن معنای حروف

در دورۀ گذشته این اشکالها را پذیرفته بودیم، ولی با همین کیفیتی که دیروز ذکر کردم، جواب از این اشکال هم روشن است. اینجا مغالطه ای و خلطی تحقق شده است. مرحوم آخوند(ره) نمی فرماید که معانی حرفیه مقصود بالذات نیستند، مسألۀ مقصود بالذات بودن یک مسأله است و مسألۀ ملحوظ بالاستقلال بودن مسألۀ دیگر. دو عنوان داریم: یک عنوان این که که مقصود بالذات چیست؟ آنکه متکلم در مقام تفهیم می خواهد افهام کند، چیست؟ مسألۀ دیگر این است که معنای حرفی آیا ملحوظ بالاستقلال است یا نیست؟ شما که«جاء زید مع عمرو» را مطرح می کنید، متکلم آیا می تواند معیّت را به طور استقلال ملاحظه کند یا این که معیّت، معنای حرفی است و محتاج به طرفین است؟ باید مجیء زید و مجیء عمرو ملاحظه شود، مقارنۀ بین المجیئین هم ملاحظه شود، آن وقت معیّت تحقق پیدا کند. پس در عین این که مقصود بالافاده همین معیّت است و از این جهتش جای تردید نیست، در همان مثال«زید قائم» هم همینطور، مقصود بالافاده بنابر مشهور که در باب قضایا مسألۀ نسبت را مطرح می کند، نسبت است. اما نسبت در عین این که مقصود بالافهام است، آیا می شود که بالاستقلال ملاحظه شود؟ یعنی مخبری که می گوید: «زید قائم» مفهوم نسبت را ملاحظه می کند یا نسبتی را که یک طرفش زید است و یک طرفش قائم است، اضافۀ به زید دارد و اضافۀ به قائم دارد و اگر این نسبت را ملاحظه کرد، می توانیم بگوییم که نسبت، ملحوظ بالاستقلال نیست،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه