سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 362

صفحه 362

«ضرب زید» خود زید در معنای موضوع له خودش که مثلا عبارت از این جزئی خارجی هست، هیچ خصوصیت فاعلیت و مفعولیت و ضاربیت و مضروبیت دخالت ندارد. با قطع نظر از آن مناقشاتی که ما کردیم، موضوع له زید آن موجود فی الخارج است، اما همین زید وقتی که دنبال ضرب واقع شد و حالت رفعی پیدا کرد، آن حالت رفعی، خود آن تنوین رفعی برای چیزی وضع نشده است، لیکن لحوقش به کلمۀ زید یک خصوصیتی را در زید ایجاد می کند و مفاد کلام واقع می سازد و آن خصوصیت فاعلیت است، این ضمه و رفع«لا معنی له و لا موضوع له اصلا، بل هو علامه و اماره علی کون» زیدی که معروض رفع واقع شده«یکون فاعلا».

پس اگر گفتیم: «ضرب زید» فاعلیت از راه اماریت این رفع استفاده می شود، کما این که اگر او را منصوب قرار دادیم، مفعولیت در رابطۀ با نصب است، نه این که در معنای زید عنوان فاعلیت یا مفعولیت نقش داشته باشد. پس همانطوری که زید خالی از این عنوان است و با رفع و نصب یک خصوصیتی در آن به واسطۀ این رفع و نصب پیدا می شود، در باب حروف هم مسأله همین است، وقتی که می گویید: «سرت من البصره»، «من» «لا معنی له اصلا و لا موضوع له اصلا» بلکه آوردن این «من» فقط امارۀ بر این معناست که خصوصیت مبتدائیت مفاد بصره خواهد بود، بدون این که در معنای حقیقی بصره نقش داشته باشد و دخالت داشته باشد، در معنای البصره هیچ گونه مبتدائیت و سایر خصوصیات دیگر دخالت ندارد.

در نتیجه قائل به این حرف، مسألۀ حروف را به حرکات اعرابیه تشبیه می کند و مسأله را از راه اماریت و علامیّت می خواهد تمام کند، بدون این که معنایی برای اینها وجود داشته باشد.

نقدهای استاد بر نظریۀ تشبیه حروف به حرکات اعرابیه

اشکالاتی به این سخن وارد است:

اولا؛ این مقایسه محکوم به بطلان است، نمی توانید بین حروف و بین این حرکات مقایسه کنید، برای این که اگر بخواهیم بفهمیم که چنین لفظی دارای معنا هست یا نه و معنایش کدام است، مرجع لغت است، به لغت که مراجعه می کنیم، می بینیم که هم برای اسماء معانی ذکر شده است و هم برای حروف معنا ذکر شده است، حروف در ردیف اسماء، شأن و مقام دارند. معنایش این است که وضع، اختصاصی به دایرۀ اسماء ندارد، بلکه همانطوری که در اسماء وضع وجود دارد، در حروف هم وضع وجود دارد. لذا نمی توانیم باب حروف را از باب اسماء جدا کنیم و اینها را داخل در«ما لا وضع له» قرار بدهیم.

مؤیّدش این که وقتی با جملاتی که مشتمل بر حروف هست، مواجه می شویم، می بینیم که نه تنها در لغت عرب آن حروف موقعیتی دارند، وقتی که می خواهیم آنها را مثلا ترجمۀ به فارسی کنیم، می بینیم که در فارسی هم جانشین دارد، وقتی که می خواهیم«سرت من البصره» را ترجمه کنیم،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه