سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 368

صفحه 368

بیان نحویین در تبیین معنای حرفی

به تعبیرات نحویین در معانی حروف که مراجعه می کنیم، می بینیم یک تعبیر لطیفی در معانی حرفیه دارند که آن تعبیر همین حرف ما را می خواهد ذکر کند. نحویین نمی گویند که«کلمه من معناها الابتداء» وقتی به کلمه«الابتداء» در لغت مراجعه کنید، معنایش را به عنوان ابتدا برایتان مطرح می کنند، اما وقتی به کلمه«من» مراجعه می کنید تا معنایش را بفهمید، می گویند: «من لابتداء الغایه» یک کلمۀ لام اینجا می آورند. وقتی که معنای«فی» را می خواهید ملاحظه کنید، نمی گویند: «کلمه فی معناها الظرفیه» بلکه می گویند: «کلمه فی للظرفیه» این«لام» چیست که اینجا آورده اند؟ چطور در معانی اسماء لام را نمی آورند؟ چطور نمی گویند: «الابتداء للابتداء، الابتداء معناه الابتداء»، و اینجا هم نمی گویند: «فی معناها الظرفیه، من معناه ابتداء الغایه» بلکه می گویند: «من لابتداء الغایه و فی للظرفیه و علی للاستعلاء» کلمه لام را دنبال اینها ذکر می کنند.

جهتش این است که آن ظرفیتی که معنای«فی» است، یک ظرفیت مستقلی نیست، بلکه«فی» برای افاده یک ظرفیت مثلا بین زید و دار است، اما خودش معنا ندارد، به تنهایی اگر کلمه«فی» گفته شد، «لا معنی له»، کلمه«علی» هکذا، کلمه«من» هکذا. در نتیجه معانی حرفیه یک معانی غیرمستقل به مفهومیت است و ما برای حروف با قطع نظر از متعلقات اصلا نمی توانیم معنایی قائل بشویم.

عینیت معنای حرفی و ربطی

یک فرق مهم بین معانی اسماء و معانی حروف، مسأله اخطاریت و ایجادیت است. در معانی اسماء، چون هرکدام یک مفهومی دارد، یک واقعیتی دارد و لو فی عالم المفهوم، اینجا وقتی که متکلم کلمه انسان را استعمال می کند، معنایش این است که بین شما و بین مفهوم انسان، ایجاد ارتباط می کند. استعمال عامل ارتباط است، استعمال موجب توجۀ ذهن شماست به آن مفهوم، تا گفت:

«الانسان، یخطر بذهنکم مفهوم الانسان و ترتسم صوره هذا المفهوم فی اذهانکم». پس این استعمال، نقش ارتباطی دارد، ارتباط بین یک چیزی که در ذهن من نبود و حالا بوسیله او، در ذهن من می آید.

پس در اسماء، عنوان، عنوان اخطار است و معانی، معانی اخطاریه است، اما وقتی که نوبت به حروف می رسد، حروف که یک معنای مستقلی نداشت که چیزی نبود که با کلمه«فی» در ذهن شما ارتباط بین آن معنا و ذهن شما به وجود بیاید، پس اینها چه نقشی دارند؟ اینها چه آثاری دارند؟

ایشان تصریح می فرمایند: چون هرکدام از اسماء استقلال به مفهومیت دارند، در حقیقت در عالم مفهوم، بین اینها هیچ ارتباطی وجود ندارد، جسم خودش استقلال به مفهومیت دارد، بیاض خودش استقلال به مفهومیت دارد. در عالم مفهوم، هیچ گونه ارتباطی بین اینها وجود ندارد، نقش حرف این است، وقتی می گویید: «الجسم له البیاض» لام می آورید و حرف را بکار می برید، بین جسم و بیاض ایجاد ارتباط استعمالی، ایجاد ارتباط کلامی می کند، (به تصریح ایشان) ایجاد ارتباط

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه