سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 370

صفحه 370

عقود و ایقاعات یک خصوصیتی وجود دارد که آن خصوصیت در باب حروف وجود ندارد. آن خصوصیت عبارت از دو مطلب است که این دو مطلب در باب عقود و ایقاعات هست، اما در باب حروف متاسفانه این دو مطلب هم وجود ندارد. یک خصوصیت این است که شما در باب عقود با این که عقود«اسباب ایجادیه و موجده لمسبباتها»، مسبباتش در عالم مفهومیت استقلال دارد، یعنی الان اگر بخواهید زوجیت را تصور کنید، مثل تصور انسان است، اگر بخواهید ملکیت را تصور کنید، مثل تصور انسان است. همین زوجیتی که به واسطه عقد نکاح وجود پیدا می کند، قابلیت تصور استقلالی دارد و در حرف این معنا نیست.

خصوصیت دومی که در باب عقود و ایقاعات هست و در باب حروف نیست، این است که در باب حروف، این زوجیتی که بین زن و مرد وجود پیدا می کند، یک واقعیت اعتباری دارد، یعنی از نظر عالم اعتبار، چه اعتبار عقلائی باشد و چه اعتبار شرعی باشد، یک واقعیت اعتباری برای این زن و شوهر هست، لذا به مجرد این که عقد خوانده شد، این زن و شوهر اگر شصت سال هم عمر ازدواجشان طول بکشد، زوجیت در تمام حالات لحاظ می شود، هم شارع این زوجیت را معتبر می داند و هم عقلاء این زوجیت را معتبر می دانند. لذا در عالم اعتبار، یک واقعیت اعتباری برای زوجیت و ملکیت و امثال ذلک وجود دارد، ولی حتی این واقعیت اعتباری هم در باب حروف مطرح نیست. حروف این قدر بیچاره هستند که حتی از واقعیت اعتباری هم دستشان کوتاه است، فقط شباهتشان به مسألۀ عقود و ایقاعات در رابطۀ با ایجادی بودن است، یعنی همان طوری که عقود و ایقاعات اسباب و علل موجده هستند، در باب حروف هم استعمال است که ایجاد ارتباط بین مفهوم جسم و مفهوم بیاض می کند والاّ از نظر مفهوم، نه این ارتباط مستقل به مفهومیت است و نه واقعیتی حتی فی عالم الاعتبار دارد.

بیان تشابه میان معانی حرفی و اسمی و لفظ و معنا

در آخر یک تشبیه دیگری می فرمایند: مسألۀ اسماء و حروف، نسبتشان نسبت لفظ و معناست.

الفاظ با معانی چه نسبتی دارند؟ الفاظ فانی در معانی هستند، بطوری که وقتی متکلم حرف می زند، خیال می کند که معانی را بدون وساطت الفاظ، به مخاطب و مستمع القاء می کند و مستمع هم در مقام استماع، فکر می کند که معانی بدون وساطت الفاظ در ذهنش یکی پس از دیگری وجود پیدا می کند، اینقدر الفاظ مغفول عنه و مورد عدم التفات و عدم توجه است. پس همان نسبتی که بین الفاظ و معانی از نظر فنای الفاظ در معانی و عدم توجۀ ذهن به الفاظ و عدم التفات متکلم و مستمع به الفاظ وجود دارد، معانی حرفیه هم در رابطه با معانی اسمیه همین حکم را دارد، یعنی اینها فانی در آن هستند، آنچه انسان در جملات ترکیبیه به آن برخورد می کند، فقط اسماء است، حروف یک ارتباطی را بین اینها ایجاد می کند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه