سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 381

صفحه 381

تقسیم وجودات در کلام فلاسفه

اشاره

ایشان بعد از این اشکال تحقیقی دارند، می فرماید: فلاسفه قائل شده اند: وجودات به چهار قسم منقسم می شود و واقعیتهای وجودی همین چهار نوع است، نه کمتر و نه بیشتر: اول - به تعبیر اجمالی ما واجب الوجود است، ایشان می فرماید: «وجود فی نفسه و لنفسه و بنفسه»، سه خصوصیت در وجود واجب الوجود به عبارت فلسفی نقل می کنند، «وجود فی نفسه لنفسه بنفسه». «وجود فی نفسه» یعنی در وجود خودش استقلال دارد، در حقیقت خودش نیاز به چیزی ندارد. این«فی نفسه» و این استقلالی که ما در رابطۀ با فی نفسه می کنیم تنها در مقابل قسم چهارم است که معنای حرفی است و ان شاء الله توضیحش را می دهیم که آخرین موجود که عبارت از موجود حرفی و وجود معنای حرفی است، «لیس فی نفسه» است، یعنی حقیقتی است که متقوّم به غیر و اضافۀ به غیر دارد، اما در واجب الوجود حقیقتی است متقوّم به نفس، حقیقتی است مربوط به خودش. بعد می فرماید:

«لنفسه»، این لنفسه در مقابل اعراض است. اعراض موجودیت فی نفسه دارند، یعنی وقتی که شما عرضی را بخواهید تصور بکنید، هیچ نیازی ندارید که چیز دیگری را با عرض تصور کنید. حقیقتش متقوّم به غیر نیست، اما در وجود خارجی نیاز به موضوع دارد، برای تحقق در خارج احتیاج به معروض دارد، لذا این کلمۀ لنفسه یعنی وجود واجب الوجود، سنخ وجود اعراض هم نیست، اعراض، فاقد لنفسه هستند، کما این که باز هم توضیح می دهیم ان شاء الله. و خصوصیت سوم، مسألۀ«بنفسه» است، این کلمۀ بنفسه همه چیز را خارج می کند، تمام موجودات امکانیه با این کلمۀ بنفسه خارج می شوند، برای این که کلمۀ بنفسه یعنی بالذات، یعنی غیرمحتاج به علت، آن که در وجودش نیاز به سبب و علت موجده ندارد، بلکه قائم به ذات است و به تعبیر دیگر واجب الوجود است. پس خصوصیاتی که در وجود اول مجتمع است یک خصوصیتش معنای حرفی را خارج می کند و یک خصوصیتش معنای عرضی را کنار می زند، یک خصوصیت هم همۀ ممکنات را، حتی آنهایی که در اعلی مرتبۀ جوهر واقع شده باشند. به لحاظ این که«ما عدا الباری کلهم ممکن الوجود و شأن الممکن الافتقار الی العله»، احتیاج به علت در وجود خارجی دارد. همانطوری که چند روز قبل صحبت کردیم که ممکن در رابطۀ با وجود و عدم«نسبته علی السواء» است ذاتش نه گرایش به وجود و نه تمایل به عدم دارد، یک جهت خارجیه لازم است که او را با وجود و یا عدم آشنا کند. پس ماهیات ممکنه و واقعیتهای ممکنه ولو این که وجود هم داشته باشند، و در اعلی درجۀ وجود امکانی هم قرار گرفته باشند مع ذلک نیاز به علت در تمامی اینها مطرح است، پس قسم اول از وجود که منحصر به واجب الوجود است وجود فی نفسه است، یعنی حقیقت آن متقوّم به غیر نیست، لنفسه یعنی مثل اعراض نیست که در تحققش نیاز به موضوع و محل داشته باشد، بنفسه یعنی مثل ممکنات نیست که نیاز به علت داشته باشد، بلکه قائم به ذات است، این قسم اول از وجودات و اقسام چهارگانۀ وجود است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه