سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 402

صفحه 402

می شود یک کلی را در نظر بگیرد، برای مصادیقش وضع کند. اگر یک کلی را می شود در نظر بگیرد و برای مصادیقش وضع کند، آیا نمی شود یک عنوانی را در نظر بگیرد و برای معنوناتش وضع کند؟ اگر می گوید: موضوع له نمی شود خارجی باشد که در دو قسم از این اقسام ثلاثه، موضوع له خارجی است و حتی اگر نظرتان باشد در وضع عام و موضوع له خاص گفتیم: «لقایل أن یقول» که این مشترک لفظی دارای صدها میلیون معنی است، منتهی یک مشترک لفظی است که به وضع واحد تحقق پیدا کرده، اگر موضوع له خاص باشد یعنی هذا الفرد، یک موضوع له، ذاک الفرد موضوع له دوم، فرد سوم، موضوع له سوم. برای این که موضوع لهش عام نیست که برای معنای کلی وضع شده باشد.

اگر موضوع له خاص شد، یعنی معانی متعدد، به تعدد افراد ماهیت که معنایش این است که حیث این که این افراد باهم متبایند، زید و عمرو باهم متبایند، یعنی قضیه حملیه بین زید و عمرو نمی شود تشکیل داد. پس معنایش هم باهم تباین دارند، یک مشترک لفظی دارای صدها میلیون معانی متباین است«لأن کل فرد مع فردیته مباین للفرد الآخر مع فردیته». «زید انسان» درست است، اما«زید عمرو قضیه حملیه کاذبه».

پس اگر شما نظیرش را پذیرفتید و بالاترش را پذیرفتید و از طرفی هم در این اشکال دوم از اشکال اول صرف نظر کردید و گفتید که واقعیت چهارم را در باب وجودات می پذیریم، دیگر از نظر وضع نمی توانید یک مشکلی پیش بیاورید و بگویید: «هذا مستحیل» و به این کیفیت نمی شود وضع تحقق پیدا کند. مگر اینجا چه خصوصیتی دارد که امتناع دارد؟ چه خصوصیتی در اینجا هست زاید بر وضع عام و موضوع له خاص، و زاید بر وضع خاص و موضوع له خاص که آن دو جایز ممکن و غیرمستحیل است، اما در ما نحن فیه مستحیل است؟

تمام جواب ما از اشکال دوم ایشان به همین برمی گردد که آن خصوصیتی که ما نحن فیه را جدا می کند از آن دو قسم، بطوری که آن دو قسم مستحیل نیستند، ولی ما نحن فیه مستحیل است، آن خصوصیت کدام است؟ ما هرچه فکر می کنیم چنین خصوصیتی که اقتضای استحاله در اینجا کند، را ملاحظه نمی کنیم.

اشکال سوم آقای خوئی(ره) در استعمالات

یکی از پایه های محکم آن مبنایی که بعدا اختیار می کنند، روی این اشکال سوم است. لذا اشکال سوم ایشان را خوب دقت بفرمایید تا ببینیم که این اشکال وارد است یا این که وارد نیست؟

یک سری استعمالات را ملاحظه می کنیم که در این استعمالات حرف واحد به کار برده شده، و آن این است که مثلا یک حرف در تمام این استعمالات بکار رفته و از طرفی می بینیم این استعمالات، از نظر اشتمال بر ذکر حرف، یکسان است، یعنی اینطور نیست که بعضی از استعمالاتش حقیقی و بعضی هایش مجازی باشد که در آن رعایت علاقه و عنایت شده باشد، یا مثلا بعضی از استعمالاتش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه