سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 404

صفحه 404

پاسخ استاد از اشکال سوم مرحوم خوئی(ره)

عرض کردم که این اشکال به نظر ایشان مهم است و یکی از ارکان مهم مطلبی که خودشان در باب حروف اختیار فرموده اند را همین مطلب قرار داده اند. این در حقیقت به عنوان هدایتگر برای آن قرار گرفته است. حالا ببینیم آیا این اشکال درست است یا نه؟

اگر قضیه«الوجود للانسان ممکن» را با تطبیق بر واقعیت این مسأله ملاحظه کنیم و بخواهیم یک قضیه حملیۀ روشنی تشکیل بدهیم، باید چه بگوییم؟ به عبارت روشنتر این که شما می گویید:

«الوجود للانسان ممکن»، موضوع و محمول در این قضیه چیست؟ اگر بخواهیم یک قضیه حملیه روشنی تشکیل دهیم، باید بگوییم: «الوجود الامکانی - این مبتدا - للانسان». واقع«الوجود للانسان ممکن» به صورت یک قضیه روشن بخواهد بیرون بیاید، این است: «الوجود الامکانی للانسان». این را که خودتان در آن فرضش هم قبول داشتید که بین وجود امکانی و بین ماهیت انسان، ارتباط در کار است. ماهیت اتصاف به وجود دارد، اضافه به وجود دارد، این فرضش را هم خودتان پذیرفتید، هیچ مسأله ای در آن نیست.

اما اشکال در رابطه با آن دو فرض دیگر است، وقتی که می گوییم: «الوجود لله ضروری» باطن قصه مثل همان فرض اول این است، «الوجود الضروری لله» قضیه این است که«الوجود الضروری» مبتداست و«لله» خبر اوست. اگر اینطور شد، شما بفرمایید فرق می کند؟ که فرقش برای آن چیزی است که عینیت با الله دارد، اما ضروره الوجود که عینیت با الله ندارد. ضروره الوجود غیر الوجود است، «الله تعالی عین الوجود» یعنی اگر شما گفتید: «الله تعالی موجود» این موجود عین الله است، هیچ مغایرتی بین موجود و الله وجود ندارد. اما اگر گفتید: «الله ضروری الوجود» این مسأله چطوری می شود؟ آیا ضرورت هم عینیت دارد؟ مگر ضرورت یک واقعیتی است که عینیت داشته باشد؟ پس اگر در«الوجود الضروری للّه» رابطه در کار است، دو مسأله است، یکی الله است و یکی ضرورت وجود الله است و«ضروره وجود الله لیس عین الله، بل اصل وجود الله، عین الله». لذا همان رابطه ای که در استعمال کلمه«لام» در آن مثال اول ملاحظه می شود، عین همان رابطه اینجا هم تحقق دارد و هیچ فرقی ندارد.

و کذا در مثال سوم، وقتی که شما می گویید: «الوجود لشریک الباری ممتنع» چرا بین وجود و شریک الباری مقایسه می کنید؟ این قضیه حملیه به حسب واقعیت و حقیقتش اینطور است.

«الوجود الممتنع لشریک الباری»، باید بین شریک الباری و امتناع الوجود، شما مقایسه و بررسی کنید، نه بین شریک الباری و وجود. «امتناع الوجود وصف شریک الباری»، «امتناع الوجود یرتبط بشریک الباری و بینه و بین شریک الباری نسبه محققه واقعیه»، برحسب ادله توحید، مگر ادله توحید یک امر اعتباری را ثابت می کند؟ ادله توحید واقعیت را ثابت می کند. مقتضای ادله توحید.

امتناع وجود شریک الباری است یعنی بین ماهیت شریک باری و بین وجود، به حسب واقع و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه