سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 407

صفحه 407

معنای این قسم از حروف عبارت است از تضییق معانی اسمیه و تقیید مفاهیم اسمیه به یک قیودی که خارج از حقیقت آنهاست، به یک قیودی که دخالت در معنای اسمی ندارد. حروف برای دلالت بر تضییق وضع شده، برای دلالت بر تقیید وضع شده و از همین جا استفاده می شود که معنای اسمی یک معنای مستقل فی نفسه، یک معنای استقلالی است، اما معنای حرفی، تعلق به غیر دارد و متدلّی به غیر است، و به تعبیر دیگر، قائم به غیر است.

وقتی خود مفاهیم اسمیه و معانی کلیه را ملاحظه کنید، به تضییق و تقییدشان کاری نداشته باشید، می بینید از جهات مختلف دارای یک وسعت و اطلاقی هستند، از نظر خصوصیات منوعه، سعه دارد. وقتی که اسم حیوان اطلاق می شود و این معنای اسمی با وسعتش مطرح می شود، دیگر هیچ یک از خصوصیات نوعیه، دخالتی در این معنای وسیع ندارد. وقتی که کلمه انسان اطلاق می شود، انسان با معنای وسیع خودش، هیچ یک از خصوصیات صنفیه در آن دخالت ندارد، در حقیقت متساوی النسبه است الی جمیع اصناف الانسان، من الاسود و الابیض من العام و الجاهل، من الصغیر و الکبیر سعه دارد و همه را شامل می شود و همین طور، اگر شما یک صنفی را در نظر بگیرید، از نظر خصوصیات فردیه اطلاق دارد. اگر شما در رابطه با انسان مثلا صنف ابیض را در نظر گرفتید، این در دائره صنفیت خودش اطلاق دارد و دیگر خصوصیات فردیه و شخصیه در رابطه با این معنای صنفی به هیچ وجه مطرح نیست و همین طور بالاتر بروید، حتی اگر شما یک شخص را در نظر بگیرید و بگویید: زید، زید هم از نظر حالاتش اطلاق دارد، حالت قیامش، حالت قعودش، حالت اضطجاعش، حالت کونه فی المدرسه، حالت کونه فی المنزل، حالت مرضه، حالت سلامته، حالت صغره، حالت بلوغه و همین طور تمام حالاتی که می تواند به عنوان حالت زید مطرح باشد، نفس کلمه زید، در رابطه با این حالات، یک سعه ای دارد، یک اطلاقی دارد، به طوری که اگر شما کلمه زید را به تنهایی بشنوید، هیچ یکی از این حالات در ذهن شما نمی آید، برای این که همه این حالات متساوی النسبه است، الی زید.

پس معانی اسمیه چه کلیات باشد، به نحو وضع عام و موضوع له عام، و چه مثل زید باشد که اسم من الاسماء و وضعش خاص و موضوع لهش خاص است. لکن در عین حال یک اطلاق و سعه ای دارد و یک استقلالی از نظر معنا در آن تحقق دارد. از طرف دیگر، می آییم سراغ متکلم، متکلم گاهی همین معنای اسمی را با اطلاق و سعه ای که دارد، موضوع حکمش قرار می دهد، می گوید: «صلّ»، اما نمی گوید: در مکان کجا، در زمان کجا، با کیفیت فلان، با خصوصیت کذا. یک وقت در آن مثال معروف در مسأله زید، می گوید: «اکرم زیدا» زید را با اطلاق موضوع برای وجوب اکرام قرار می دهد، برای این که غرضش تعلق گرفته به این که زید در هر حالت باید اکرام بشود و وجوب اکرامش، «فی کل حاله» تحقق دارد، اما یک وقت غرض متکلم روی مصالحی که در دست خودش وجود دارد، این است که زید را آزاد نگذارد، بلکه مقید بکند زید را به یک حالت خاصه ای که در زید

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه