سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 408

صفحه 408

وجود دارد و بگوید: «اکرم زیدا ان جائک» اگر مجی زید تحقق پیدا کرد، زید در این حالت خاص، موردنظر متکلم و آمر است یا در مفاهیم کلیه به جای این که بگوید: «صلّ» می گوید: «صل فی المسجد»، غرضش به صلاه در مسجد تعلق گرفته.

در«اکرم زیدا ان جائک» از«ان» شرطیه استفاده می کنید که حرف من الحروف، در«صل فی المسجد» هم از«فی» استفاده می کنید که حرف من الحروف. این«فی» در«صل فی المسجد» یا«ان» در«اکرم زیدا ان جائک» چه نقشی دارد؟ برای چه هدفی متکلم در مقام استعمال مجبور شده که از حرف استفاده کند؟ متکلم حساب می کند و می بیند صلات یک معنای مستقل فی نفسه است، مسجد یک معنای مستقل فی نفسه است، مسجد در ماهیت صلات نقش ندارد، نماز هم در ماهیت مسجد دخالت ندارد. حالا می خواهد متکلم این ماهیت را از آن سعه و اطلاق بیرون بیاورد، از آن معنای وسیع صلاتی که هم صلاه در مسجد را شامل می شد و هم صلاه در غیر مسجد را شامل می شد، از آن معنای وسیع و مطلق خارج کند، می خواهد تضییقی نسبت به آن مطرح کند، تقیید در رابطه با آن مطرح کند، این جاست که برای تضییق و تقیید، متوسل به حروف می شود، والاّ صلاه در جای خودش محفوظ است، مسجد هم در جای خودش محفوظ است. اما تضییق صلاه بکونها فی المسجد و تقییدها بقید کونها فی المسجد که این قید«کونها فی المسجد» خارج از ماهیت صلاه است و خارج از حقیقت صلاه است، این تضییق و تقیید را حروف افاده می کنند، حروف این نقش را در افاده این تقید و تقیید دارند و از این جاست که استفاده می کنیم که تقیید، خودش یک معنایی است که قائم به غیر است، تضییق یک معنایی است، که متدلی به غیر است، یک معنای مستقلی نیست، تضییق شیء بشیء است، این معنای حرف است. در مثل«من و الی و علی و فی و امثال ذلک» و همین طور مشابهاتش«من الاضافه و الوصف و الهیأت» همه همین معنا را افاده می کنند.

بعد در آخر کلام می فرمایند: این تضییق، تضییق به حسب مقام دلالت است، در عالم مفهوم است، در عالم معناست و حتی در آنجا که یک اضافه خارجی و ارتباط خارج هم تحقق داشته باشد، باز هم این تضییق به آن ارتباط ندارد، بلکه این تضییق در عالم دلالت است و شاهدش این است که این حروف هم در مواردی به کار می رود که روابط خارجیه وجود دارد، هم در واجب الوجود به کار می رود و هم در ممتنع الوجود بکار می رود و سنخ استعمالش هم واحد است، هیچ گونه مغایرتی بین این استعمالها نمی بینیم و این خودش یک راهی است که ما را هدایت می کند به این که این تضییقها و تقییدها، ربط به خارج ندارد، فقط مربوط به عالم استعمال است، مربوط به مقام دلالت است، به قول ایشان مربوط به معانی و مفاهیم و عالم اثبات است. لذاست که می بینید متحد المآل در واجب ممکن و ممتنع یکسان استعمال می شوند و ما خودمان ارتکازا هم یکسان استعمال می کنیم، بدون این که فرقی در نظر ما وجود داشته باشد.

بعد می فرماید: این خلاصۀ بعضی از تعاریفی است که در رابطه با معنای حرفی شده، غیر از آن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه