سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 41

صفحه 41

الذاتیه» است.

سخنی از صدر المتألهین دربارۀ عرض قریب

اشاره

مرحوم صدر المتألهین در اوایل کتاب اسفار مطلبی را در تفسیر عرض ذاتی از مشهور نقل می فرماید که فقط منطبق بر همان سه قسم اول است. برای این که می فرماید: «فسّروا»؛ یعنی مشهور عرض ذاتی را تفسیر کرده اند: «بأنّه ما یلحق الشّیء لذاته أو لامر یساویه». عرض ذاتی آن است که «لذاته»؛ یعنی من«دون واسطه» به قرینۀ«أو لأمر یساویه» عارض شیء شود. کسی خیال نکند این ذات، هر دوی جنس و فصل را شامل می شود. «أو لأمر یساویه» یعنی یا این که واسطه ای دارد که مساوی با معروض است؛ چه آن واسطه داخلیّه باشد و چه خارجیه که هر دو را شامل می شود.

مقتضای این تعریف«ما یلحق الشّیء لذاته أو لأمر یساویه» این است که تفسیر مشهور از عرض ذاتی، انطباق بر سه صورت اول پیدا کند.

بعد می فرماید: عده ای ملاحظه کردند که اگر بخواهیم تعریف مشهور را بگیریم، بر خیلی از مسائل علوم انطباق پیدا نمی کند. خیلی از مسائل علوم، بحث از عوارض انواع است. درحالی که موضوع علم، عنوان جنسیّت دارد و اگر نوع را در رابطۀ با جنس بسنجیم، خارج از ماهیّت جنس است، ولی جنس داخل در ماهیّت نوع است. پس شما نمی توانید ناطق را در ماهیّت حیوان بیاورید.

ناطق نه به عنوان جنسیّت و نه به عنوان فصلیّت، دخالتی در ماهیّت حیوان ندارد. ناطق خارج از ماهیّت حیوان است. اگر شما بخواهید چیزی را که عارض بر نوع می شود، مثل تعجب که عارض انسان می شود، آن را عارض حیوان کنید، روی تعریفی که مشهور کرد، این«لا یکون عرضا ذاتیا».

برای این که نه تعجب به ذات حیوان بدون واسطه - مثل الاربعه زوج - ملحق می شود و نه واسطه - انسان - مساوات با حیوان دارد. چون در تعریف عرض ذاتی چنین مسأله ای مطرح است: «ما یلحق الشیء لذاته أو لأمر یساویه». وقتی تعجب را حمل بر حیوان کنید، آیا این لذاته است، أو لأمر یساویه است؟ یا این که عنوان سومی در کار است که«لواسطه هی أخصّ من الحیوان» و معنای اخصیّت عدم تساوی است. برای این که«کل ما صدق علیه الانسان، یصدق علیه أنّه حیوان، لکن لیس کل ما یصدق علیه الحیوان، یصدق علیه أنّه انسان».

اکثرا در موضوعات مسائل علوم، به همین مثالی که عرض کردیم، برخورد می کنید. می گوئید:

موضوع در علم نحو کلمه و کلام است. مسائل علم نحو چه چیزی است؟ همان مسائلی که گفتیم:

«الفاعل مرفوع و المفعول منصوب و المضاف الیه مجرور». این مرفوعیت در رابطۀ با کلمه چه نقشی دارد؟ کلمه عنوان اعم است، هم فاعل را می گیرد و هم سایر کلمات را، درحالی که مرفوعیت، به فاعل اختصاص دارد. «مفعول لیس بمرفوع، مضاف الیه لیس بمرفوع». پس مرفوعیت عارض للنوع درحالی که اصل موضوع، کلمه است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه