سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 415

صفحه 415

باشد. خالی از هر جهت و بدون هیچ نظری این مسأله را می خواهیم بررسی کنیم.

نکته ای را اینجا عرض می کنم: بررسی ما هم در رابطه با یک جهت مهم، بررسی وجدانی است، یعنی مرحوم محقق کمپانی(اعلی الله مقامه الشریف) از راه برهان وارد مسأله شده بودند، از راه دلیل عقلی مسأله را بررسی کرده بودند. دو دلیل اقامه کرده بودند، یکی مغایرت قضیه متیقنه با قضیه مشکوکه و دیگری جمله خبریه که به نظر ایشان مفادش«ثبوت شیء لشیء» بود، ایشان از این دو راه مسأله را استدلالی کردند. ما می خواهیم اصلا مسألۀ عقلی بودن و دلیل عقلی را مطرح نکنیم، بلکه آنچه را وجدان ما حکم می کند و شهادت به آن می دهد مسأله را بررسی کنیم.

بررسی مراحل تصوری و تصدیقی در جملات اخباری

در«سرت من البصره الی الکوفه» چند مرحله را باید بررسی کنیم. یکی مرحله واقعیت است، یعنی آن چیزی که آن جمله خبریه، از آن خبر می دهد، آن واقعیت که این جمله خبریه حکایت از آن واقعیت می کند، مطلبی را که مخبر می خواهد در اختیار مستمع بگذارد، این یک مرحله است.

مرحله دیگر این که، با شنیدن این جمله خبریه، آن صورتی که در ذهن مستمع و مخاطب ارتسام پیدا می کند، با شنیدن این الفاظ آن تصوراتی که برای او پیدا می شود و آن صورتهایی که در ذهن او نقش می بندند که از طریق آن صورتها با واقعیت ارتباط پیدا می کند، از طریق آن صورتها واقعیت در جلوی چشمش تجسم پیدا می کند، یک مرحله هم این مرحله است.

یک مرحله هم مرحله خود الفاظ است، نفس این استعمال و نفس الفاظی که به عنوان ابزار و آلت از آن استفاده شده برای این هدف که آن واقعیت را انسان در اختیار مستمع بگذارد و آن واقعیت را به اطلاع مخاطب برساند. این خبر است که نقش وساطت دارد، این استعمال و الفاظ است که به عنوان ابزار و آلت در رابطه با این هدف از آن استفاده می شود، این هم یک مرحله است. ما این سه مرحله را در«سرت من البصره الی الکوفه» باید ان شاء الله بررسی کنیم، تا ببینیم وضعش چطور است.

مرحله اولی که مرحله واقعیت است. در این مرحله، کاری به استعمال نداریم، کاری نداریم به این که این واقعیت را می خواهیم در اختیار مخاطب قرار بدهیم و با جمله خبریه، یک مطلبی را به اطلاع او برسانیم. واقعیت مسأله چیست؟ آیا کسی که از بصره حرکت می کند و به کوفه می رسد، در اینجا، با قطع نظر از هر استعمالی، ما واقعیتی به نام بصره داریم بلا اشکال، واقعیتی به نام کوفه داریم بلا اشکال، واقعیتی به نام سیر و حرکت داریم بلا اشکال، واقعیتی به نام سائر و حرکت کننده داریم که اینها چهار واقعیت است که در اینجا قابل انکار نیست. آیا در اینجا غیر از این چهار واقعیت، یک واقعیت پنجم یا ششمی، به عنوان این که شروع و آغاز حرکت از بصره بوده و انتها و ختم حرکت، کوفه بوده داریم یا نه؟ آیا به نام آغاز و انتها، یک واقعیت دیگری وجدانا تحقق ندارد؟ آنچه که در خارج هست، بصره است، کوفه است، حرکت هست، حرکت کننده است. آیا تمام واقعیت در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه