سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 422

صفحه 422

اما اسماء این طور نیستند، آنها روی عدم تعلقشان، به تنهایی هم استعمال شوند و معنا دارند، منتها معنای افرادی، اما«من» به تنهایی حتی معنای افرادی هم ندارد، معنای مفرد هم در آن وجود ندارد. اما این به معنای انکار واقعیت نیست. واقعیتش یک واقعیت خاصی است و مراحل مختلفش یک مراحلی است که اقتضای این معنا را می کند. پس ما هم در این معنا با مرحوم محقق نائینی(ره) موافقت می کنیم، اما آن نتیجه ای که ایشان از این معنا استفاده کردند مخالفیم. لازمۀ آن مبنایی که ما ذکر کردیم، این است که«من» به تنهایی«لا معنی له اصلا».

این یک قسم از حروف که از اینها تعبیر می کنیم به حروف حاکیه، حروفی که حکایت از واقعیتها می کند. «من» همینطور است، «الی» همینطور است، «فی» همین طور است، «علی» همین طور است و اکثر حروف خصوصیت حکایت از یک واقعیت را دارند. اما مسألۀ«سر من البصره الی الکوفه» یک داستانی دارد که بعد عرض می کنیم، مورد غفلت نیست. اگر«من» تلو امر واقع بشود، نه تنها یک اشکال مرحوم آخوند(ره) به آن وارد است، بلکه دو اشکال آنجا وارد است که آن را به ترتیب عرض می کنیم. حالا در این مثالها مسأله این طور است.

معانی حروف ایجادیه

یک قسم دیگر از حروف داریم که وقتی اینها را ملاحظه می کنیم، می بینیم هیچ واقعیتی نیست که اینها حکایت از آن واقعیت داشته باشند و درواقع مطلبی نیست که اینها بخواهند مرأت و آینۀ آن مطلب قرار بگیرند، بلکه یک مسائلی به نفس همین حروف ایجاد می شود، مانند ایجادی که در باب عقود و معاملات و ایقاعات ملاحظه می کنید. در عقود و ایقاعات، به نفس آن عقد یا ایقاع، زوجیت تحقق پیدا می کند، بعد ما لم تکن، طلاق تحقق پیدا می کند بعد ما لم یکن، ملکیت تحقق پیدا می کند، بعد از آنکه وجود نداشت یا در باب صیغۀ امر و نهی، هیئت«افعل» و«لا تفعل»، به دنبال هیئت «افعل»، وجوب تحقق پیدا می کند، بعد از آنکه وجوبی تحقق نداشت و به دنبال هیئت«لا تفعل»، حرمت تحقق پیدا می کند بعد از آنکه حرمت متحقق نبود.

در باب حروف هم ما یک سری حروف اینطوری داریم، مثل حرف تأکید، حرفی را که انسان برای تأکید می آورد. یک وقت شما می گویید: «زید قائم» یک وقت می گویید: «زید لقائم» لام تأکید می آورید. آیا اینجایی که لام تأکید می آورید، با آنجایی که فاقد لام تأکید است، از نظر واقعیت فرقی وجود دارد؟ واقعیت این است که زید اتصاف به قیام دارد. بین زید و بین قیام رابطۀ وصفی وجود دارد. شما در مقام اخبار یک وقت می گویید: «زید قائم» یک وقت روی اغراضی که در باب تأکید وجود دارد که تأکید در یک مواضع خاصی است و با یک اغراض و اهداف خاصه تأکید تحقق پیدا می کند، می گویید: «زید لقائم» یا«انّ زیدا لقائم» «انّ» را هم می آورید که آن هم از حروف است، منتها حروف مشبهه بالفعل تعبیر می کردند، اما ذاتش ذات حرفی است. اینجا بین«زید قائم» و«زید لقائم»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه