سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 425

صفحه 425

نسبه الابتداء را در نظر گرفته، یک اضافه الابتداء را در نظر گرفته، اما این اضافه الابتداء مثل انسان نیست. برای این که اضافه الابتداء و نسبه الابتداء را اگر شما بخواهید به حمل شایع، حقیقت نسبت را از آن سلب کنید، هیچ مانعی ندارد، شما می توانید بگویید: «النسبه لیست بنسبه واقعیه» برای این که مفهوم نسبت یک عنوانی بیش نیست، فقط عنوان برای این نسبتهای خارجیه است و شاهدش این است که این نسبتهای خارجیه متقوم به طرفین است و در تمام مراحل نیاز به طرفین دارد، اما خود مفهوم نسبت چه نیازی به طرفین دارد؟ من که الان کلمۀ نسبت را استعمال می کنم و شما هم معنای نسبت را تصور می کنید، آیا منتسبینی در ذهن شما مطرح است؟ آیا طرفینی در ذهن شما تصور می شود؟ منفی بودن جواب برای این است که خود مفهوم نسبت«لیس بنسبه حقیقه»، مفهوم الابتداء «لیس بابتداء حقیقه»، برای این که ابتدا، دو طرف لازم دارد. ابتدا نمی شود بدون ملاحظۀ دو طرف، واقعیتی داشته باشد، درحالی که شما وقتی که کلمۀ الابتداء و نسبت را ملاحظه می کنید، اضافه و ارتباط را ملاحظه می کنید، هیچ مسألۀ طرفینی در ذهن شما انتقاش پیدا نمی کند، برای این است که مفهوم ارتباط، «لیس بارتباط»، مفهوم اضافه«خارج عن حقیقه الاضافه»، مفهوم الابتداء«خارج عن حقیقه الابتداء». برای این که خصوصیات ابتدا در آن وجود ندارد. مشخصات ابتدا در آن تحقق ندارد.

لذا مجبوریم که مسأله را از عام و خاص بیرون ببریم و به صورت عنوان و معنون پیاده بکنیم، مثل همان عنوانی که آن روز عرض کردیم، این عنوان«المجتمعون مثلا فی هذه المجلس» چنین عنوانی که مرآه برای شماست، اما فقط به صورت عنوانی، نه به صورت این که ماهیت شما باشد و حقیقت شما را این عنوان بازگو کند. فقط نفس یک عنوانی است که حکایت از این افرادی که در این مجلس مجتمعند دارد. به همین مقدار. واضع هم در مقام وضع، چاره ای غیر از این نداشته بالاخره باید یک چیزی را تصور بکند، در مقام وضع، یک معنایی را باید متصور خودش قرار بدهد، این عنوان«النسبه الابتدائیه» در معنای«من» مورد ملاحظه اش واقع شده، اما لفظ را برای این«النسبه الابتدائیه» وضع نکرده، بلکه لفظ را برای معنونات این عنوان، برای آن ابتداهای واقعی، ابتداء از بصره، ابتداء از منزل، ابتداء از کتاب، ابتداء از امور دیگری که با حقیقت ابتداء سروکار پیدا می کند، وضع کرده است.

پس از یک نظر این با مسألۀ وضع عام و موضوع له خاص فرق می کند، اصلا آن عنوان را ما نمی توانیم در اینجا پیاده کنیم.

آن حرف هم در ذهنتان نرود که پس چرا در اقسام وضع هیچ ذکری از این مسأله به وجود نیامد.

حالا که در بحث حروف وارد شدیم، شما این را هم می خواهید یک قسم خاصی نامگذاری بکنید که گاهی مسألۀ عام و خاص، به آن صورت مطرح نیست.

لکن چیز دیگری مطرح است که از آن تعبیر به عنوان و معنون می شود که عنوان واحد است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه