سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 426

صفحه 426

لکن معنونات متعدد است. لذا این هم سنخ عام و خاص است و هم مغایر با عام و خاص است به این صورت. پس ما مسألۀ وضع را در باب حروف حاکیه به این صورت مطرح می کنیم.

دفع اشکال مرحوم آخوند(ره)

ولی این معنا فرار از اشکال مرحوم محقق خراسانی(ره) را ایجاب نمی کند، یعنی اشکال ایشان روی همین فرضی هم که ما ذکر می کنیم به قوت خودش باقی است. آن اشکال این بود که شما اسمش را افراد مثلا نگذارید، اسمش را معنونات خاصه بگذارید، آیا این خصوصیتی که در معنونات و در موضوع لۀ شما نقش دارد، خصوصیت ذهنیه است یا خصوصیت خارجیه؟ ما ناچاریم در جواب بگوییم: خصوصیت خارجیه. اصلا بحثی از خصوصیت ذهنیه که با لحاظ و تصور، خصوصیت ذهنیه مطرح می شود، نیست، اصلا به آن وادی نمی رویم. بحث در همان خصوصیات واقعیه و خصوصیات خارجیه است. وقتی که ما این مطلب را مطرح می کنیم، اینجاست که مسألۀ اشکال مرحوم آخوند(ره) پیش می آید که ایشان می فرماید: در«سر من البصره الی الکوفه» که به عنوان کلی و به عنوان امر مطرح است، اینجا موضوع له چیست؟ مستعمل فیه چیست؟ آن خصوصیتی که اینجا کلمۀ«من» دلالت بر او می کند، آن خصوصیت عبارت از چیست؟ اگر بخواهیم یک اشکال دیگری هم ضمیمۀ به این اشکال بکنیم که با اشکال مرحوم آخوند(ره) روی هم رفته دوتا اشکال می شود.

اشکال را روی حرفهای خودمان اینطوری پیاده اش بکنید، بگویید: شما گفتید که حروف یا حاکیه است یا ایجادیه. در«سر من البصره الی الکوفه» مسأله چطوری است؟ «من» ایجادی است یا حاکی است؟ کدام یک از این دو است؟ اگر بگویید: ایجادی است که خوب، وجدان مکذّب این معناست. «من» در«سر من البصره الی الکوفه» چه چیز را ایجاد می کند؟ اگر بگویید: حاکی است. از چه حکایت می کند؟ هنوز که سیری واقع نشده، هنوز که مکلف، مأموربه را در خارج انجام نداده، امر قبل از تحقق المأموربه است. فی عالم الامر که می گوید: «سر من البصره الی الکوفه» این حکایت از چه می کند؟ در«سرت من البصره الی الکوفه» حکایت از یک واقعیت خارجی می کرد که سیر تحقق پیدا کرده بود، اما در«سر من البصره الی الکوفه» از چه حکایت می کند و دلیل بر کدام واقعیت است؟ هنوز واقعیتی تحقق پیدا نکرده، سیری تحقق پیدا نکرده است.

اشکال دیگر هم مسألۀ کلیت و جزئیت است که مرحوم آخوند(ره) می فرمایند: «سر من البصره الی الکوفه» به لحاظ این که مأموربه است و مأموربه حتما باید یک امر کلی باشد، امر جزئی خارجی نمی تواند مأموربه باشد، برای این که جزئی خارجی تا وجود پیدا نکند، جزئی خارجی نیست و بعد الوجود هم که معنا ندارد امر به آن متعلق بشود، چون تحصیل حاصل است. لذا آن چه در دائرۀ امر و مأموربه، قرار می گیرد باید عنوان کلیّت داشته باشد و نمی تواند جزئیت داشته باشد. چطور شما در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه